تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧

اثبات علت غايى در حركت‌هاى عرضىِ ارادى

[ 5 ] اگر محرّكْ فاعل علمى باشد ، يعنى فاعلى كه علم او در فعلش مؤثر و دخيل مىباشد ، مانند نفوس انسانى ، در اين‌صورت حركت با غايتش ، كه وجود تام و كامل حركت است ، متعلق ارادهء فاعل مىباشد ، با اين تفاوت كه اراده اوّلًا و بالذات به غايت و ثانياً و بالتبع به حركت تعلق مىگيرد ، چرا كه مطلوبيت حركت - چنان كه گذشت - به خاطر رسيدن به غايت است . اما بايد توجه داشت كه فاعل علمى ، چه بسا ، آن‌چه را ملازم با غايت و يا مقارن با آن است ، غايت حركت مىپندارد و از اين‌رو ، همان را پايان حركت خود قرار داده و در تخيل خود آن را با غايت حركت يكى مىكند و در نتيجه جسم را به سوى آن به حركت مىآورد ؛ مانند كسى كه به سوى مكانى حركت مىكند ، تا دوست خود را ملاقات كند . [ در اين‌جا غايت حركت رسيدن به مكان جديد است و ملاقات با دوست ملازم با آن مىباشد ، اما فاعل علمى در تخيل خود همان ملاقات با دوست را غايت حركت قرار مىدهد و براى وصول به آن ، بدن را به حركت درمى آورد . ] و يا به سوى آبشخورى روانه مىشود ، تا آب بنوشد و يا در بازار حاضر مىشود ، تا خريد و فروش كند . [ در اين دو مورد ، نوشيدن آب و خريد و فروش ، مقارن با غايت حركت است ، نه عين آن ، اما فاعل در تخيل خود آنها را با غايت حركت يكى مىكند . ]

اثبات علت غايى در حركت‌هاى جوهرى

[ 6 ] اين همه در صورتى است كه فعلِ فاعل ، حركت عرضى باشد ؛ خواه حركت طبيعى و يا حركت ارادى . اما اگر فعل فاعل يك فعل جوهرى باشد ، مانند انواع جوهرى [ يعنى اگر آن‌چه فاعل ايجاد مىكند حركت عرضى نباشد ، بلكه يك موجود جوهرى باشد ] در اين صورت اگر فعل از جوهرهايى باشد كه يك نحوه تعلق و