تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣

فصل يازدهم‌علت غايى و اثبات آن

در هر حركتى دو كمال وجود دارد

[ 1 ] در آينده خواهد آمد « 1 » كه « حركت ، كمال نخستين است براى شىء بالقوّه از آن جهت كه بالقوه است » . [ توضيح اين‌كه : وقتى شيئى در نقطهء « الف » قرار دارد و مىخواهد به نقطهء « ب » منتقل شود ، نقطهء « الف » را رها مىكند و مسافتى را مىپيمايد ، تا به نقطهء « ب » برسد و در آن قرار گيرد . شىء موردنظر آن‌گاه كه در نقطهء « الف » قرار دارد ، فاقد دوچيز است و نسبت به هردو بالقوّه مىباشد : يكى سلوك و طى مسافت ، كه همان حركت است و ديگرى بودن در نقطهء « ب » . اين دو امر دو كمال‌اند كه شىء به‌دنبال هم واجد آنها مىشود . مقصود از كمال در اين‌جا « وجدان پس از فقدان » است ؛ كمال شىء يعنى چيزى كه شىء ندارد و مىتواند واجد آن شود ؛ اگرچه با واجدشدن آن ، كمال ديگرى را ازدست بدهد و من حيث‌المجموع وجودش كامل‌تر نشود . حاصل آن‌كه حركت عبارت است از : كمال اول براى شيئى كه نسبت به هر دو كمال بالقوه است ، اما نه مطلقاً ، بلكه از آن جهت كه نسبت به كمال دوم بالقوه مىباشد . توضيح بيشتر دربارهء اين تعريف به آينده موكول مىشود . ]
هامش
( 1 ) . ر . ك : مرحلهء يازدهم ، فصل سوم