تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
هيچ اشكالى ندارد ، چرا كه ] قبول به معناى اتصاف با فعل « 1 » يكى است [ و دو حيثيت متباين را ، كه يكى ملازم با فقدان و ديگرى ملازم با وجدان باشد ، تشكيل نمىدهند . ] و اما در مواردى كه قبول به معناى انفعال و تأثر و كمال‌يافتن است ، قبول ملازم با فقدان و ندارى و فعل ملازم با وجدان و دارايى مىباشد و اين دو با يك‌ديگر منافات دارند و هرگز باهم در شىء واحد جمع نخواهند شد .
هامش
( 1 ) . مقصود از فعل در اين‌جا همان فاعليت است و بايد دانست كه در مواردى كه قبول به معناى اتصاف است ، فاعليت نيز معناى خاصى دارد و چنين نيست كه در خارج عليت و تأثير حقيقى در كار باشد ؛ مثلًا وقتى گفته مىشود خداى سبحان بذاته واجب‌الوجود است ، مقصود آن است كه اين وجوب را ديگرى به او نداده است ، نه آن‌كه واقعاً خودش به خودش وجوب داده باشد ، كه اعطايى در كار باشد و قبولى
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 146 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى