تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
با چه چيزى مىسنجيم ، در جايى كه همهء علل و شرايط تحقق فعل فراهم است ، اگر فعل را با مجموع آنها بسنجيم ، وجودش ضرورى خواهد بود ، اما اگر در همين فرض ، فعل را فقط با علّت فاعلىاش ، كه تنها جزيى از علت تامهء آن مىباشد بسنجيم ، وجودش ممكن خواهد بود . ]

بررسى دليل حكماى متأخر

[ 8 ] حكماى متأخر براى اثبات اين‌كه شىء واحد ، ازجهت واحد ، مىتواند هم فاعل باشد و هم قابل ، به لوازم ماهيات ، به ويژه ماهيات بسيط ، تمسك جسته‌اند [ ، چرا كه بهترين دليل بر امكان يك چيز وقوع و تحقق آن است . ] توضيح اين‌كه : هر ماهيتى را درنظر بگيريم لازم و يا لوازمى براى خود دارد ؛ مانند امكان ، ماهيت بودن و مفهوم بودن . [ مثلًا انسان متصف به امكان مىشود و آن را قبول مىكند ؛ از طرفى خودش اين وصف را به خودش مىهد ؛ يعنى خودش علت اتصافش به امكان مىباشد ؛ چنان‌كه مىگوييم : انسان بذاته ممكن است . هم‌چنين ماهيت بودن انسان و مفهوم بودن آن ، كه هردو بذاته است . حاصل آن‌كه در اين موارد فاعل و قابل يك چيز است . بنابراين ، شىء واحد مىتواند هم فاعل باشد و هم قابل . ] ايشان هم‌چنين تمسك جسته‌اند به مفاهيمى كه از ذات واجب تعالى انتزاع مىشود ؛ مانند : وجوب وجود و وحدانيّت . چرا كه ذات واجب هم فاعل اين اوصاف است و هم قابل آن . [ قابل آن اوصاف است ، زيرا به آنها متصف مىشود و فاعل آنها است ، زيرا بذاته به آنها متصف مىشود ؛ يعنى وجوب و وحدانيت مقتضاى ذاتش است و خودش اين اوصاف را به خودش داده است ، نه ديگرى . ] [ 9 ]

اشكال احتجاج حكماى متأخر :

اين استدلال - چنان‌كه قبلًا دانستيم - تنها در جايى تامّ است كه قبول در آن به معناى اتصاف باشد [ ، زيرا در همهء مواردى كه به آن تمسك شده است ، قبول به معناى اتصاف مىباشد و اجتماع قبول بدين معنا ، با فعل
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 145 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى