و اما در لوازم ماهيات ، مانند زوج بودنِ عدد چهار ، [ تأثير و تأثر خارجى در كار نيست و وقتى گفته مىشود : عدد چهار بذاته زوج است ، بدينمعنا نيست كه ذات عدد چهار در خارج سبب و مقتضاى زوجبودنِ خودش مىباشد ؛ بدينمعنا كه خودش واقعاً زوجيت را به خودش بدهد و خودش واقعاً زوجيت را از خودش بپذيرد ، تا اجتماع دو جهت وجدان و فقدان در يك شىء لازم آيد . اينگونه تعبيرها همراه با مسامحه است . حقيقت آن است كه عقل از تحليل عدد چهار به زوجبودن آن پى مىبرد و آن را متصف به زوجيت مىكند ؛ چنانكه حضرت علامه قدس سره مىفرمايند : در اين موارد ] تماميت ذات بدون لازم آن تعقل نمىشود ، تا معناى فقدان نسبت به آن لازم تصور شود . بنابراين ، قبول در اين مورد [ به معناى پذيرش و تأثر خارجى نيست ، بلكه ] به معناى مطلق اتصاف است و اشكالى در آن وجود ندارد .
[ حاصل آنكه : اجتماعِ دو حيثيت فعل و قبول به معناى مطلق اتصاف ، هيچ محذورى در پى ندارد ، زيرا قبول به معناى مطلق اتصاف مستلزم فقدان و ندارى نيست . ]
بررسى ادلهء مشهور حكما بر نظريهء مختار خود
[ 3 ] مشهور حكما براى اثبات اينكه مطلقاً امكان ندارد شىء واحد ، ازجهت واحد ، هم فاعل باشد و هم قابل ، دو دليل بيان كردهاند :
دليل اول :
فعل و قبول دواثر مغاير با يكديگرند « 1 » و [ بنابر قاعدهء : « الواحد لايصدر عنه الّا الواحد » ، اين دو اثر ] نمىتوانند از واحد از آن جهت كه واحد است ، صدور يابند . [ بنابراين ، شىء واحد نمىتواند نسبت به يك چيز هم فاعل باشد و هم قابل ] .
هامش
( 1 ) . همانگونه كه مشاهده مىشود ، در اين دليل ، قبول نيز مانند فعل ، يك اثر تلقى شده است كه از قابل صدورمىيابد