تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠

فصل دهم‌امكان ندارد شىء بسيط هم فاعل باشد و هم قابل

بيان آراى حكما

[ 1 ] مشهور حكما برآنند كه مطلقاً امكان ندارد شىء واحد ، از آن جهت كه واحد است ، [ نسبت به يك چيز ] هم فاعل باشد و هم قابل . آوردن قيد « از آن جهت كه واحد است » براى احتراز از انواع مادى است ، كه [ مركب از صورت و ماده مىباشند و ] با صورت‌هايشان اثرى را ايجاد مىكنند و با موادّشان [ همان اثرى را كه ايجاد كرده‌اند ] مىپذيرند ؛ مانند آتش كه با صورت نوعى خود حرارت را ايجاد مىكند و با مادهء خود آن را مىپذيرد [ و نيز مانند پزشكى كه خودش خودش را معالجه مىكند ، كه معالجه‌كردن از آنِ صورت اوست و معالجه‌شدن از آنِ مادهء او مىباشد . بنابراين ، قاعدهء فوق فقط در مورد « واحد بسيط » جارى مىشود ، نه واحدى كه مركب از ماده و صورت مىباشد . ] حكيمان متأخر [ بر خلاف مشهور حكما ] معتقدند كه شىء واحد مطلقاً مىتواند هم فاعل باشد و هم قابل . [ اما بايد گفت كه قبول داراى دو اطلاق است : يكى قبول به معناى انفعال و پذيرش خارجى و اين در جايى است كه در خارج ، قابل ذاتاً فاقد چيزى است و آن‌گاه با دريافت آن چيز واجد آن شده و بدين‌نحو به يك كمال دست مىيابد ؛ مانند آب كه ذاتاً