تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
چشمه است ، اما چون زمين زراعى از چشمه فاصله دارد ، آب چشمه بدون گذر از اين كانال‌ها به زمين نمىرسد . وجود نيز تنها از آنِ هستىِ مطلق ، يعنى خداى سبحان است . هيچ موجودى براى خود و درخود وجودى ندارد ؛ لذا هرچيزى كه ايجاد مىشود ، وجودش از اوست ؛ يعنى علت فاعلى و هستىبخش اوست . ]

بيانى ديگر

[ 3 ] آن‌چه در بالا بيان شد با نظر به حقيقت وجود است ، كه حقيقتى اصيل بوده و با مراتبش در همهء اشياى خارجى سريان دارد ، اما با نظر به ماهيت جوهرى وعرضى ، كه عقل آنها را اعتبارمى كند و متلبس به وجود و داراى استقلال « 1 » مىباشند ، بايد گفت : خداى متعال علّتى است كه ديگر علّت‌ها به او منتهى مىگردند . پس او علّت چيزهايى است كه بدون واسطه به او مستندند و علتِ علتِ چيزهايى است كه با واسطه به او مستند مىباشند . و چون علتِ علتِ شىء ، علت آن شىء مىباشد ، در نتيجه خداى متعال فاعل همه چيز خواهد بود و همهء علت‌هاى ديگر تحت تسخير او مىباشند .

مقايسهء نظر نخست با نظر دوم

[ ميان دو نظر و دو ديدگاهى كه در بالا براى بيان توحيد افعالى خداوند بيان شد فرق‌هاى فراوانى وجود دارد ، كه به پاره‌اى از آنها اشاره مىشود : 1 - نظر دوم ، مبتنى است بر اعتقاد به استقلال علت‌هاى امكانى در وجود و اين‌كه آنها از وجود « فى نفسه » برخوردار مىباشند ؛ اگرچه اين وجود « فىنفسه » را از علت خويش دريافت كرده‌اند . اما نظر نخست ، مبتنى است بر اين‌كه همهء آن علل ، وجودهاى رابط و فىغيره مىباشند .
هامش
( 1 ) . مقصود ، استقلال در تلبس به وجود است ؛ يعنى وجودشان فىنفسه و در خود مىباشد ، در برابر وجود رابط كه‌وجودش در غير است