تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
آن‌جا كه به ذاتِ خود ، كه آفرينندهء آن صورت‌ها است ، علم دارد . و نيز فاعليت واجب تعالى نسبت به اشيا ، نزد حكماى اشراق ، فاعليت بالرضا مىباشد . [ چرا كه درنظر ايشان ، علم تفصيلى خداوند به اشيا عين همان اشيا است و خداوند پيش از آفرينش آنها فقط علم اجمالى و غيرتفصيلى بدان‌ها دارد . ] [ 6 ]

قسم پنجم : فاعل بالقصد

و آن فاعلى است كه واجد علم و اراده بوده و علم او به فعلش ، تفصيلى و پيش از تحقق خارجىِ فعل است ، با انگيزه‌اى كه زايد بر ذاتش مىباشد ؛ مانند انسان نسبت به افعال اختيارىاش و نيز مانند واجب درنظر متكلمان .

قسم ششم : فاعل بالعناية

و آن فاعلى است كه به فعل خود ، پيش از انجام آن ، علم و آگاهى دارد ؛ علمى كه زايد بر ذات او مىباشد و خود آن صورت علمى منشأ صدور فعل مىگردد ، بىآن‌كه فاعل انگيزه‌اى زايد بر ذات خود داشته باشد ؛ مانند انسانى كه بر سر درخت بلندى ايستاده و به محض تصور سقوط ، سقوط مىكند ؛ و نيز مانند واجب تعالى كه درنظر مشائيان فاعليتش نسبت به ايجاد اشيا از همين قبيل است . [ درنظر مشائيان علم واجب به اشيا زايد بر ذات واجب و به واسطهء ارتسام صورت‌هاى آنها در واجب مىباشد و همان علم منشأ صدور فعل مىگردد . ] [ 7 ]

قسم هفتم : فاعل بالتجلى

و آن فاعلى است كه پيش از ايجاد فعل ، علم تفصيلى به فعل خود دارد ؛ علمى كه عين علم اجمالى او به ذات خويش مىباشد . [ مقصود از اجمال در اين‌جا همان وحدت و بساطت است و در برابر تفصيل نيست - چرا كه علم اجمالى در اين جا عين علم تفصيلى است - بر خلاف اجمال در مورد فاعل بالرضا . بنابراين ، علم اجمالى در اين‌جا عبارت است از : كشف تفصيلىِ اشيا ، اما بدون تمييز آنها از يك‌ديگر ؛ به نحوى كه موجب كثرت در علم ، و در نتيجه كثرت در ذات عالم گردد . ] مانند نفس مجرد انسانى [ نسبت به كمالات ثانوى خويش ، ] چرا كه نفس مجرد انسانى صورت اخير نوع خود مىباشد و از اين‌رو در عين بساطتى كه دارد مبدأ همهء كمالات ثانوى خود مىباشد و چون خودش به‌وجود آوردندهء اين كمالات
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 119 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى