تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
ايشان آمده است - بدين قرار است : فاعل يا به فعل خويش علمى كه مؤثر در آن فعل باشد ، دارد و يا ندارد . و فاعلى كه چنين علمى به فعل خويش ندارد ، يا فعلش ملايم و سازگار با طبيعت وى است [ و به عبارتى فعلش مقتضاى طبيعتش نمىباشد ، ] كه در اين صورت ، فاعلِ بالقسر [ يا فاعل قسرى ] خواهد بود . اما شق نخست ، يعنى فاعلى كه به فعل خود علمى دارد كه مؤثر در آن فعل است ، يا فعلش را با اراده و انتخاب خويش انجام نمىدهد - در اين صورت فاعل بالجبر [ فاعل جبرى ] مىباشد - و يا فعلش را با اراده و انتخاب خود انجام مىدهد و در اين حالت ، يا علم او به فعلش همراه با فعل و بلكه عين فعلش است - در اين صورت فاعل بالرضا مىباشد - و يا علم او به فعل پيش از فعل و مقدم بر آن است . در فرض اخير ، علم فاعل به فعلش يا همراه با انگيزهء زايد بر ذات فاعل است - كه در اين صورت فاعل بالقصد [ يا فاعل قصدى ] خواهد بود - و يا همراه با انگيزهء زايد بر ذات فاعل نيست ، بلكه خود علم منشأ صدور معلول و ايجاد آن مىباشد . در فرض اخير ، علم فاعل يا زايد بر ذات فاعل است - در اين صورت فاعل بالعناية مىباشد - و يا زايد بر ذات فاعل نيست ، كه در اين صورت فاعل بالتجلى خواهد بود . و ازطرفى ، فاعل - به هر نحو كه فرض شود - اگر خودش و فعلى كه به او منسوب است ، هردو ، فعلِ فاعل ديگرى باشند ، دراين صورت آن فاعل ، فاعل بالتسخير [ يا فاعل تسخيرى ] خواهد بود . [ 2 ] بنابراين ، علت فاعلى داراى هشت قسم مىباشد .

قسم نخست : فاعل بالطبع

و آن فاعلى است كه به فعل خود علم [ ى كه مؤثر در آن فعل باشد ] ندارد ، اما فعل او ملايم با طبيعت وى [ و مقتضاى طبيعتش ] مىباشد ؛ مانند نفس در مرتبهء قواى طبيعىِ بدنى ، چرا كه نفس كارهايش را [ در اين مرتبه ] به مقتضاى طبيعتش انجام مىدهد . [ مقصود از قواى طبيعىِ بدنى - چنان‌كه شيخ در طبيعيات شفا