تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
تصريح مىكند « 1 » ، قوهء جاذبه ، ماسكه ، هاضمه و دافعه است . نفس در مرتبهء اين قوا كار خود را به‌طور طبيعى و ناآگاهانه انجام مىدهد ؛ و اگرچه بپذيريم كه نفس نوعى شعور و آگاهى از كارهاى خود در مرتبهء اين قوا دارد ، اين شعور و آگاهى تأثير و مدخليتى در افعال وى ندارد . ] [ 3 ]

قسم دوم : فاعل بالقسر

و آن فاعلى است كه به فعل خود علم [ ى كه مؤثر در فعلش باشد ] ندارد و نيز فعل او ملايم با طبيعتش نمىباشد ؛ مانند نفس در مرتبهء قواى طبيعىِ بدنى ، آن‌گاه كه دراثر بيمارى از مسير طبيعى خود منحرف مىشود ، چرا كه در اين حالت افعال تحت تأثير عوامل و نيروهاى بيرونى ، از مسير صحت خارج شده و قواى طبيعى به گونه‌اى ديگر عمل مىكند . [ در اين‌جا بيان اين نكته لازم مىنمايد كه سخنان فلاسفهء پيشين دربارهء فاعل طبيعى و قسرى ، تا حدود زيادى متأثر از نظرياتى است كه به عنوان اصول موضوعه از طبيعيات قديم اخذ شده است . توضيح اين‌كه علماى طبيعى ، در گذشته ، براى هر نوعى از موجودات جسمانى ، طبيعت خاصى قائل بودند ، كه ذاتاً اقتضاى ويژه‌اى دارد . ازجمله ، هريك از انواع عناصر چهارگانه ( خاك و آب و هوا و آتش ) را مقتضى مكان طبيعى و كيفيات طبيعى خاصى مىدانستند . به‌طورى كه اگر مثلًا به واسطهء عامل خارجى در مكان ديگرى قرار بگيرند ، دراثر ميل طبيعى به‌سوى مكان اصلى خودشان حركت مىكنند و بدين‌ترتيب سقوط سنگ و ريزش باران و بالارفتن شعلهء آتش را توجيه مىكردند و طبيعت را به عنوان مبدأ حركت معرفى مىنمودند و فاعل را در اين گونه از افعال ، فاعل بالطبع به‌شمار مىآورند . سپس باتوجه به اين‌كه گاهى حركات و آثارى در اشيا بر خلاف مقضاى طبيعتشان پديد مىآيد ؛ مثلًا در اثر وزش باد ، گرد و غبار به سوى آسمان بلند مىشود ، قسم ديگرى از افعال را به نام « فعل قسرى » اثبات كردند و آن را به طبيعت مقسور نسبت
هامش
( 1 ) . طبيعيات الشفاء ، ص 294 . هم‌چنين ر . ك : رسائل ابن سينا ، رسالهء « هديةالرئيس » ، فصل چهارم ، ص 176
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 117 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى