داده و معتقد شدند كه گرد و غبار ، كه از جنس خاك است ، با حركت قسرى به سوى آسمان مىرود و با حركت طبيعى به زمين برمىگردد .
اكنون فرضيهء عناصر چهارگانه و اقتضاى آنها نسبت به مكان طبيعى يا كيفياتى ازقبيل رطوبت ، يبوست ، حرارت و برودت ، اگرچه اعتبار خود را ازدست داده و جايگاهى در دانش معاصر ندارد ، اما اصل وجود فاعل طبيعى و فاعل قسرى قابل انكار نيست و تنها بايد مثالها را تغيير داد و نمونههاى صحيح براى آن ارائه نمود ؛ چنانكه مؤلف انجام داده است . ]
[ 4 ]
قسم سوم : فاعل بالجبر
و آن فاعلى است كه به فعل خود علم و آگاهى دارد ، اما فعلش را با اراده و انتخاب خويش انجام نمىدهد ؛ مانند انسانى كه بر كارى كه نمىخواهد آن را انجام دهد ، مجبور مىشود .
[ 5 ]
قسم چهارم : فاعل بالرضا
و آن فاعلى است كه با انتخاب و از روى علم و آگاهى كار مىكند ، اما علم تفصيلى او به فعلش عين فعلش مىباشد و پيش از تحقق فعل فقط علم اجمالى به آن دارد ، چرا كه او [ در مرتبهء ذات خود ] علم به ذات خودش دارد و [ ازطرفى ، علم به علت مستتبع علم به معلول مىباشد ؛ از اينرو ] علم فاعل به ذات خود ، علم اجمالى به معلولش را به دنبال دارد .
[ حاصل آنكه فاعل بالرضا دو علم و آگاهى به معلول خويش دارد : يكى علم اجمالى و غيرتفصيلى است ، كه پيش از انجام كار است و از علم او به ذاتش ناشى مىگردد ؛ يعنى همين اندازه كه مىداند قادر است و كارهايى مىتواند از او صادر شود و ديگرى علم تفصيلى او به فعلش است ، كه يك علم حضورى بوده و عين معلوم مىباشد . ]
بهعنوان مثال ، انسان نسبت به صورتهاى خيالىاى كه در خود ايجاد مىكند ، فاعل بالرضا است ، زيرا علم تفصيلى او به اين صورتهاى خيالى ، عين همان صورتها است و پيش از ايجاد آن صورتهاى خيالى تنها علم اجمالى بدان دارد ، از