فصل هفتماقسام علت فاعلى
[ 1 ] [ علت فاعلى داراى دو اصطلاح است . يك اصطلاح آن به طبيعيات و اصطلاح ديگر آن به فلسفهء الهى مربوط مىشود . در طبيعيات مقصود از علّت فاعلى ، محرّك مادهء موجود از حالى به حال ديگر است ؛ مثلًا بنّا نسبت به ساختمان علّت فاعلى است ، زيرا مواد آن را جابهجا كرده و با هيئتى خاص آنها را با هم ممزوج نموده و يا بر روى هم قرار مىدهد . اما در فلسفهء الهى مقصود از علت فاعلى ، چيزى است كه هستى معلول را افاضه مىكند و به آن وجود مىدهد . همين اصطلاح اخير در اينجا مورد بحث است . ]
فلاسفه براى علت فاعلى اقسام گوناگونى بيان كردهاند « 1 » و برخى از ايشان شمار اقسام آن را به هشت رسانده است . نحوهء تقسيم فاعل به اين تعداد - آنگونه كه در كلام
هامش
( 1 ) . تقسيماتى كه فلاسفه پيشين براى علت ذكر كردهاند ، عبارت است از : تقسيم علت به ما بالذات و ما بالعرض ونيز تقسيم آن به قريب و بعيد ، خاص و عام ، جزيى و كلى ، بسيط و مركب و ما بالقوة و ما بالفعل . اما تقسيم علت فاعلى ، به اين شكل كه در اينجا بيان مىشود ، در كتابهاى ايشان نيامده است . صدرالمتألهين در اسفار ، ج 2 ، ص 220 - 225 و نيز در مبدأ و معاد ، ص 133 - 135 ، شش قسم براى علت فاعلى ذكر كرده است و در تعليقهاش بر شفا ، ص 244 تقسيم فاعل به تسخيرى و غيرتسخيرى را نيز بر آن افزوده است . اما نخستين كسى كه تعداد اقسام را به هشت قسم رسانده است ، محقق سبزوارى است در شرح منظومه ، ص 118 و تعليقهاش بر اسفار ، ج 2 ، ص 222