تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
سلسله بالفعل موجود باشند ؛ ثانياً : اجزاى سلسله در وجود با يك‌ديگر جمع شوند و ثالثاً : ميان اجزاى سلسله ترتب و توقف باشد . [ باتوجه به شرط نخست ، ] تحقق مجموعه‌اى كه برخى از اجزاى نامحدود آن بالقوه موجود است ، محال نخواهد بود ؛ مانند برخى از مراتب عدد ، چرا كه در چنين مواردى آن بخش از سلسله كه تحقق مىيابد ، هميشه محدود و متناهى مىباشد . [ به عنوان مثال هر جسمى قابل انقسام به اجزاى كوچك‌تر است ، تا بىنهايت ؛ بدين‌معنا كه هر قدر به اجزاى كوچك‌ترى تقسيم شود ، بازهم مىتوان آن را تقسيم كرد . در اين‌جا « بىنهايت بودنِ » تعداد اجزاىِ بالقوهء جسم محذورى را درپى ندارد ، زيرا هميشه تعداد محدود و متناهىاى از اين اجزا وجود بالفعل مىيابند و مراتب بالاتر در كتم قوه باقى خواهند ماند . ] [ وباتوجه به شرط دوم ، ] تحقق مجموعه‌اى كه اجزاى نامحدود آن ، وجود بالفعل يافته و حتى اجتماع در وجود هم دارند ، اما ميان آنها ترتّب نبوده و وجود برخى متوقف بر وجود برخى ديگر نمىباشد ، محال و ممتنع نخواهد بود ؛ مانند تعداد نامحدودى از موجودات كه رابطهء عليت و معلوليت ميان آنها برقرار نيست ، [ بلكه همه در عرض يك‌ديگر بوده و مستند به علتى بيرون از خود مىباشند . بنابراين ، فرض اين‌كه تعداد پديده‌هاى عالم ماده در يك زمان واحد نامحدود باشد ، با برهان‌هاى امتناع تسلسل نفى نمىشود . ] [ 14 ] سرّ اعتبار شروط سه‌گانهء فوق در تسلسل آن است كه درصورت فقدان هريك از اين شروط ، اساساً « سلسلهء واحدى كه داراى اجزاى موجود و نامحدود باشد » تحقق نخواهد داشت ، تا برهان‌هاى محال بودن تسلسل در آنها جارى گردد . [ توضيح اين‌كه : درصورت فقدان شرط اول و دوم ، اجزاى سلسله نامحدود نخواهد بود و درصورت فقدان شرط سوم ، سلسله‌اى كه ادلهء يادشده دلالت بر محال‌بودن آن مىكند ، تحقق نخواهد داشت ، چرا كه آن ادله فقط در مورد سلسله نامحدودى است