كه ميان اجزاى آن وابستگىِ وجودى برقرار مىباشد . ]
تنبيه سوم : ادلهء امتناع تسلسل در همهء اقسام علل
[ 15 ] براهينى كه پيش از اين بيان شد « 1 » ، امتناع تسلسل در همهء اقسام علت را ثابت مىكند ، اعم از علت فاعلى ، علت غايى ، علت مادى و علت صورى ؛ همانگونه كه امتناع تسلسل در زنجيرهء علل تامه را به اثبات مىرساند . زيرا معيار در محال بودن تسلسل آن است كه [ حلقات سلسله توقف و وابستگىِ وجودى بر يكديگر داشته باشند و اين ] توقف وجودى تا بىنهايت پيش برود و اين معيار در همهء اقسام علل تحقق دارد ، [ چرا كه شىء - همانگونه كه توقف وجودى بر علت تامهء خود دارد - بر هريك از اقسام چهارگانهء علت نيز توقف وجود دارد . ]
[ البته - همانگونه كه در نتبيه نخست بيان شد - تسلسل در سلسلهء علل ناقصه ، تنها در صورتى است كه تسلسل در ناحيهء علل و بهطور صعودى باشد . بنابراين ، تسلسل در زنجيرهء علل فاعلى به اين صورت است كه : « الف » از « ب » به وجود آمده باشد و « ب » از « ج » و « ج » از « د » و به همين ترتيب هر موجودى از موجود ديگرى ، كه پيش از آن تحقق يافته ، به وجود آمده باشد .
تسلسل در زنجيرهء علل غايى بديننحو است كه : فعل واحد غايتى داشته باشد و آن غايت نيز غايت ديگرى و به همين ترتيب تا بىنهايت ادامه يابد ؛ بهگونهاى كه هر غايتى وسيله دستيابى به غايت ديگرى باشد ؛ مثلًا حسن حركت كند ، براى آنكه به مدرسه برسد ؛ به مدرسه برسد ، براى آنكه درس بخواند ؛ و درس بخواند ، براى آنكه معلوماتى را كسب كند و معلوماتى را كسب كند ، براى آنكه شهرت يابد و به همين ترتيب زنجيرهء غايات ادامه يابد و هرگز به چيزى كه مطلوب بالذات باشد ، نرسد . در
هامش
( 1 ) . به استثناى برهان نخست كه تنها در مورد سلسلهء علل فاعلى جارى مىگردد و سلسلهء علل تامه را نيز ، از آنجهت كه مشتمل بر علت فاعلى است ، دربر مىگيرد