تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
المنتزع عنها اعتباريّا . و يردّه : أنّ صيرورة الماهيّة الاعتباريّة بانتزاع مفهوم الوجود الاعتباريّ أصيلة ذات حقيقة عينيّة ، انقلاب ضروريّ الاستحالة . و تبيّن أيضا : فساد القول بأصالة الوجود في الواجب و أصالة الماهيّة في الممكن ، كما قال به الدوانيّ ، و قرّره بأنّ الوجود - على ما يقتضيه ذوق المتألّهين - حقيقة عينيّة
شرح
توانستيم مفهوم اعتبارى وجود را از آن انتزاع كنيم و بر آن حمل نماييم ، آن ماهيت اصيل مىگردد . مثلا انسان فى حدّ نفسه يك امر اعتبارى است ، ولى آن‌گاه كه متصف به وجود شد و توانستيم اين وصف را از آن انتزاع كنيم ، اصيل مىگردد . پس آن‌چه اصيل است « انسان موجود » است نه مطلق انسان . ] در ردّ اين نظريه بايد گفت : [ به عقيده ايشان ماهيت فى حدّ نفسه يك امر اعتبارى است همان‌گونه كه وجود يك امر اعتبارى مىباشد . حال ] اگر ماهيت اعتبارى به واسطهء انتزاع مفهوم اعتبارى وجود از آن ، اصيل و داراى حقيقت خارجى گردد ، اين انقلاب در ذات خواهد بود كه محال بودن آن بديهى است . [ انقلاب يعنى آن‌كه يك ذات بدون آن‌كه چيزى بر آن افزوده و يا از آن كاسته گردد خودبه‌خود دگرگون شود . در اين‌جا نيز ماهيت كه بنابر فرض فى حدّ نفسه اعتبارى است خودبه‌خود و بدون آن‌كه يك امر حقيقى به آن ضميمه شده باشد ، اصيل گشته است . ]

نقد نظريهء محقق دوانى مبنى بر اصالت وجود در خصوص واجب و اصالت ماهيت در حوزهء ممكنات

با توجه به مطالب پيشين ، فساد نظريهء محقق دوانى مبنى بر اصالت وجود در واجب ، و اصالت ماهيت در ممكن نيز روشن مىگردد . محقق دوانى در تقرير نظريهء خويش مىگويد : اگر غور در الهيات داشته باشيم و متأله شده باشيم ، خواهيم فهميد كه وجود بيش از يك حقيقت عينى شخصى نيست و آن حقيقت همان