يتمّ مفروض الحجّة ، من أنّ الوجود مشترك معنويّ بين الموجودات ، لا لفظيّ .
وجه الاندفاع : أنّ فيه خلطا بين المفهوم و المصداق ، و الاختلاف المذكور مصداقيّ لا مفهوميّ .
فتبيّن بما تقدّم : فساد القول بأصالة الماهيّة ، كما نسب إلى الإشراقيّين ؛ فهي عندهم أصيلة إذا كانت بحيث ينتزع عنها الوجود ؛ و إن كانت في حدّ ذاتها اعتباريّة و الوجود
شرح
« ماهيت ، موجود است » معنايش آن است كه به عرض وجود ، موجود است [ يعنى وجودش موجود مىباشد . ] و اين مستلزم آن است كه وجود مشترك لفظى باشد بين چيزى كه وجودش بنفسه است و چيزى كه وجودش بغيره مىباشد . و در نتيجه يكى از مقدمات برهان اصالت وجود - يعنى اينكه وجود مشترك معنوى ميان موجودات است نه مشترك لفظى - مخدوش مىگردد .
وجه اندفاع اين اشكال آن است كه در اين بيان ، ميان مفهوم و مصداق خلط شده است و [ حكم يكى به ديگرى سرايت داده شده است چراكه ] اختلاف ياد شده يك اختلاف مصداقى است نه مفهومى . [ موجود همه جا به معناى متحقق است و بيانگر هستى و واقعيت شىء مىباشد ، خواه آن شىء عين واقعيت و وجود باشد ، و خواه واقعيت و وجود يك امر عارض بر آن بوده باشد . اين اختلاف مربوط به مصداق موجود است و نه مفهوم آن . همانگونه كه « عالم » يعنى كسى كه مىداند ، خواه آن كس عين علم باشد و خواه علم ، زائد بر آن و عارض بر آن بوده باشد . ]