تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
و الغيريّة غير الذاتيّة أن يكون الشيئان لا يجتمعان لأسباب اخر غير ذاتيهما ، كافتراق الحلاوة و السواد فى السكّر و الفحم ، و تسمّى خلافا . و يسمّى الغير بحسب التشخّص و العدد آخر . و التقابل ينقسم إلى أربعة أقسام و هي : تقابل التناقض ، و تقابل العدم و الملكة ، و تقابل التضايف ، و تقابل التضادّ . و الأصوب في ضبط الأقسام أن يقال : إنّ
شرح
باشد . [ توضيح اين‌كه تعريفى كه براى تقابل بيان شد شامل رابطهء ميان ملزوم و نقيض لازم ، مانند رابطهء ميان عدد چهار و عدم زوجيت ، نمىشود . زيرا عدم زوجيت تعاند ذاتى با عدد چهار ندارد بلكه از آن‌رو با عدد چهار جمع نمىشود كه نقيض زوجيت است ؛ و از طرف ديگر در تعريف تقابل ، امتناع اجتماع به خود « شىء » داده شده است تا دلالت كند بر اين‌كه امتناع بايد مستند به ذات شىء باشد ، و الّا رابطهء ميان آنها رابطهء تقابل نخواهد بود . پس چون تعاند ميان عدد چهار و عدم زوجيت ، ذاتى آنها نيست بلكه به عرض تعاند ميان زوجيت و عدم زوجيت مىباشد ، تعريف شامل آنها نمىشود . ]

غيريّت غير ذاتى

غيريّت غير ذاتى آن است كه امور ديگرى غير از ذات دو شىء باعث عدم اجتماع آنها شود ؛ مانند جدايى شيرينى و سياهى در شكر و زغال . اين نوع غيريّت خلاف ناميده مىشود ؛ و همچنين گفته مىشود كه غيريّت ميان آنها غيريّت شخصى است .

اقسام تقابل

تقابل بر چهار قسم است : تقابل تناقض ، تقابل عدم و ملكه ، تقابل تضايف و تقابل تضاد . [ بيان‌هاى مختلفى براى ضبط اين اقسام ارائه شده است ، اما ] بهترين بيان در ضبط اين اقسام آن است كه گفته شود : دو شىء متقابل يا يكى از آنها عدم ديگرى