ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 541
كقولنا : الإنسان ضاحك ؛ فهي تدلّ على ثبوت شيء لشيء ، بخلاف الهليّة البسيطة حيث تدلّ على ثبوت الشيء . و بذلك يندفع ما أورده بعضهم على كلّيّة قاعدة الفرعيّة القائلة : « إنّ ثبوت شيء لشيء فرع ثبوت المثبت له » ، بانتقاضها به مثل قولنا : الماهيّة موجودة ، حيث إنّ ثبوت الوجود للماهيّة - بناء على ما يقتضيه قاعدة الفرعيّة - فرع ثبوت الماهيّة ، و ننقل الكلام إلى ثبوتها ، فهو فرع ثبوتها قبل ، و هلمّ جرّا ، فيتسلسل . و الجواب على ما تحصّل أنّ القضيّة هليّة بسيطة ، و الهليّة البسيطة إنّما تدلّ دلالت مىكند بر « ثبوت شيئى براى شىء ديگر » ، بر خلاف هليهء بسيط كه بيانگر « ثبوت شىء » است . پاسخ به اشكال وارد شده بر قاعدهء فرعيت با توجه به آنچه [ در مورد هليهء بسيط و مركب و فرق ميان آن دو ] بيان شد ، اشكالى كه بر كليت قاعدهء فرعيت وارد شده است ، مندفع مىشود . توضيح اينكه قاعدهء فرعيت مىگويد : « ثبوت يك شىء براى شىء ديگر فرع ثبوت شىء دوم است » . اشكال اين است كه قاعدهء مذكور در مواردى كه وجود بر ماهيت حمل مىگردد و گفته مىشود « ماهيت موجود است » ، نقض مىگردد ؛ زيرا به مقتضاى قاعدهء فرعيت ، ثبوت وجود براى ماهيت فرع ثبوت ماهيت است ، و همان ثبوت پيشين نيز فرع ثبوت قبلى ماهيت مىباشد ، و اين زنجيره ادامه مىيابد و به تسلسل مىانجامد . پاسخ اين شبهه ، با توجه به آنچه دربارهء هليهء مركب و هليهء بسيط بيان شد ، آن است كه قضيهء « ماهيت موجود است » هليهء بسيط است ؛ و هليهء بسيط فقط بر « ثبوت شىء » دلالت دارد ، نه « ثبوت يك شىء براى شىء ديگر » تا مستلزم آن باشد كه ماهيت پيش از آنكه موجود شود ، موجود باشد . [ و به ديگر سخن : موضوع قاعدهء فرعيت ، هليهء مركب است ؛ و لذا اساسا حمل وجود بر ماهيت را كه هليهء بسيط