تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
ننكرها نحن اليوم و نرى ما يناقضها ، و أحد النظرين خطأ لا محالة ؛ و هناك أغلاط نبتلى بها كلّ يوم ، فنثبت الوجود لما ليس بموجود ، و ننفيه عمّا هو موجود حقّا ، ثمّ ينكشف لنا أنّا أخطأنا في ما قضينا به . فمسّت الحاجة إلى البحث عن الأشياء الموجودة ، و تمييزها بخواصّ الموجوديّة المحصّلة ممّا ليس بموجود ، بحثا نافيا للشكّ ، منتجا لليقين - فإنّ هذا النوع من البحث هو الذي يهدينا إلى نفس الأشياء الواقعيّة بما هي واقعيّة - و بتعبير آخر : بحثا
شرح
اجتماع نقيضين است كه استحالهء آن بديهى است . ] و نيز خطاها و اشتباهاتى هست كه ما هر روزه به آنها مبتلا هستيم . چيزى را كه وجود ندارد ، موجود مىانگاريم و يا چيزى را كه وجود دارد ، معدوم مىپنداريم ، و آن‌گاه بر ما معلوم مىگردد كه در قضاوت خود به خطا رفته‌ايم [ و اثبات و نفىهايمان نابجا بوده است . ] [ وجود خطا و اشتباه در ادراكات موجب مىگردد انسان حقيقت‌جو ، و واقع‌طلب در پى جستن راهى براى تصحيح خطاهاى خود و بازشناسى موجود واقعى از موجود غيرواقعى برآيد و ] اين نياز او را به بحث و كاوش دربارهء اشياى واقعيت‌دار سوق مىدهد تا به وسيلهء خواص و ويژگىهايى كه در موجودات و امور واقعيت‌دار مىيابد - [ البته خواص و احكامى كه مربوط به اصل وجود و واقعيت آنها مىشود ] - اشيايى را كه واقعا وجود دارند از امور خيالى و پندارى جدا سازد .

بحث‌هاى فلسفى مبتنى بر برهان است

اما اين بحث و كاوش بايد به گونه‌اى باشد كه افادهء جزم و يقين كند و هيچ‌گونه شك و ترديدى در آن راه نداشته باشد ، چرا كه تنها اين نوع از بحث است كه ما را به اشياى واقعيت‌دار ، از آن جهت كه واقعيت‌دار هستند ، رهنمون مىگردد . و به بيان ديگر : بحث و كاوش ما بايد به گونه‌اى باشد كه در آن تنها « برهان » به كار رود ، چراكه در ميان انواع گوناگون قياس [ كه عبارتند از : برهان ، خطابه ، جدل ،