ننكرها نحن اليوم و نرى ما يناقضها ، و أحد النظرين خطأ لا محالة ؛ و هناك أغلاط نبتلى بها كلّ يوم ، فنثبت الوجود لما ليس بموجود ، و ننفيه عمّا هو موجود حقّا ، ثمّ ينكشف لنا أنّا أخطأنا في ما قضينا به .
فمسّت الحاجة إلى البحث عن الأشياء الموجودة ، و تمييزها بخواصّ الموجوديّة المحصّلة ممّا ليس بموجود ، بحثا نافيا للشكّ ، منتجا لليقين - فإنّ هذا النوع من البحث هو الذي يهدينا إلى نفس الأشياء الواقعيّة بما هي واقعيّة - و بتعبير آخر : بحثا
شرح
اجتماع نقيضين است كه استحالهء آن بديهى است . ]
و نيز خطاها و اشتباهاتى هست كه ما هر روزه به آنها مبتلا هستيم . چيزى را كه وجود ندارد ، موجود مىانگاريم و يا چيزى را كه وجود دارد ، معدوم مىپنداريم ، و آنگاه بر ما معلوم مىگردد كه در قضاوت خود به خطا رفتهايم [ و اثبات و نفىهايمان نابجا بوده است . ]
[ وجود خطا و اشتباه در ادراكات موجب مىگردد انسان حقيقتجو ، و واقعطلب در پى جستن راهى براى تصحيح خطاهاى خود و بازشناسى موجود واقعى از موجود غيرواقعى برآيد و ] اين نياز او را به بحث و كاوش دربارهء اشياى واقعيتدار سوق مىدهد تا به وسيلهء خواص و ويژگىهايى كه در موجودات و امور واقعيتدار مىيابد - [ البته خواص و احكامى كه مربوط به اصل وجود و واقعيت آنها مىشود ] - اشيايى را كه واقعا وجود دارند از امور خيالى و پندارى جدا سازد .