تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
و ذلك أنّك عرفت في بحث الوجود الرابط و المستقلّ أنّ النسبة رابط ، موجود في غيره ، لا استقلال له أصلا ، لا يحمل على شيء ، و لا يحمل عليه شيء ؛ فلا ماهيّة له ، لأنّ الماهيّة ما يقال على الشيء فى جواب ما هو ، و المقولات ماهيّات جنسيّة ، فلا تكون النسبة مقولة و لا داخلة تحت مقولة . على أنّ النسبة فى بعض هذه المقولات متكرّرة متكثّرة ، و لا معنى لتكرّر الماهيّة ؛ كمقولة الإضافة التي يجب فيها تكرّر النسبة ، و مقولة الوضع التي فيها نسبة أجزاء الشيء بعضها إلى بعض و نسبة المجموع إلى الخارج ، و ربما قامت على نسب كثيرة جدّا .
شرح
دليل نخست : در بحث وجود رابط و مستقل بيان شد كه نسبت يك رابط است و وجودش « فى غيره » مىباشد و هيچ استقلالى در هستى خود ندارد ، نه بر چيزى حمل مىشود و نه چيزى بر آن حمل مىگردد ؛ و لذا ماهيت ندارد ؛ چراكه ماهيت عبارت است از « آن‌چه در پاسخ سؤال از چيستى شىء بر آن حمل مىگردد » و از طرفى مقولات يك سرى ماهيات جنسى هستند . بنابراين ، نسبت نه مقوله است و نه مندرج در يك مقوله مىباشد ، [ بلكه اساسا ماهيت ندارد و از تمام اقسام ماهيت بيرون مىباشد . ] دليل دوم : در پاره‌اى از مقولات نسبى نسبت تكرار مىشود و دو يا چند نسبت تحقق مىيابد ؛ [ و اگر نسبت خودش مقوله و يا نوعى از مقوله باشد ، لازمه‌اش آن است كه در آن موارد ماهيت تكرار شده باشد ، و از مجموع چند ماهيت يك فرد از ماهيت به وجود آمده باشد ] درحالىكه تكرار ماهيت معقول نيست [ و نمىتوان گفت در يك ماهيت چند ماهيت تحقق دارد . ] مثلا در مقولهء اضافه تكرار نسبت يك امر ضرورى و اجتناب‌ناپذير است ؛ و همچنين در مقولهء وضع گاهى نسبت‌هاى فراوانى يافت مىشود ؛ زيرا در مقولهء وضع ميان اجزاى شىء با يكديگر ، و ميان مجموع آن اجزا با خارج نسبت برقرار مىشود ، [ و از مجموع اين نسبت‌ها يك فرد از ماهيت آن مقوله تحقق مىيابد . حال اگر بگوييم : مقولهء اضافه يا وضع همان نسبت‌ها هستند لازمه‌اش آن است كه يك ماهيت از دو يا چند ماهيت تشكيل شود . ]
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 487 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى