و الهيأة الحاصلة من اجتماع الملكات الثلاث - التي نسبتها إليها نسبة المزاج إلى الممتزج ، و أثرها إعطاء كلّ ذي حقّ من القوى حقّه - إذا اعتدلت ، سمّيت عدالة ؛ و إن خرجت إلى حدّ الإفراط ، سمّيت ظلما ؛ أو إلى حدّ التفريط ، سمّيت انظلاما .
و وسط الاعتدال من هذه الملكات - التي هي الاصول - و ما يتفرّع عليها من الفروع فضيلة ممدوحة . و الطرفان - أعني طرفي الإفراط و التفريط - رذيلة مذمومة .
و البحث عن هذه الفضائل و الرذائل موكول إلى غير هذه الصناعة .
شرح
عدالت
از اجتماع ملكات سهگانه هيئتى حاصل مىگردد كه نسبتش به آن ملكات نسبت مزاج به ممتزج است و اثرش آن است كه به هر قوه آنچه را سزاوار آن است اعطا مىكند ، و حق هر قوه را ادا مىنمايد . اين هيئت در صورتى كه در حدّ اعتدال باشد ، « عدالت » ناميده مىشود . « 1 » و در صورتى كه به افراط گرايد « ظلم » ناميده مىشود و اگر به تفريط گرايد به آن « انظلام » گويند . حدّ وسط و نقطهء اعتدال اين ملكات كه اصول هستند ، و همچنين حدّ وسط خلقهايى كه از فروعات اين ملكات به شمار مىآيند ، فضيلت پسنديده است ؛ و دو طرف آن ، يعنى طرف افراط و طرف تفريط ، رذيلت ناپسند مىباشد . بحث و گفتوگو از اين فضيلتها و رذيلتها [ از موضوع اين كتاب بيرون است و ] به علم ديگرى مربوط مىباشد .هامش
( 1 ) . عبارت حضرت علامه به اين صورت است « و الهيئة الحاصلة من اجتماع الملكات الثلاث ، التى نسبتها اليها نسبة المزاج الى الممتزج ، و اثرها اعطاء كل ذى حق من القوى حقه ، اذا اعتدلت سميت عدالة » و ترجمهء آن همان است كه در بالا ذكر شد . ولى به نظر مىرسد حق عبارت آن است كه گفته شود : « الملكات الثلاث التى نسبتها اليها نسبة المزاج الى الممتزج ، اذا اعتدلت سميت عدالة ، و اثرها اعطاء كل ذى حق من القوى حقه » يعنى : از اجتماع ملكات سهگانه هيئتى حاصل مىگردد كه نسبتش به آن ملكات ، نسبت مزاج به ممتزج است . اين هيئت در صورتى كه در حدّ اعتدال باشد ، عدالت ناميده مىشود ، و اثرش آن خواهد بود كه به هر قوه آنچه را سزاوار آن است ، مىدهد و حق هر قوه را ادا مىنمايد .