ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 457
أمّا القسم الأوّل ، فالشكل هيأة حاصلة للكمّ من إحاطة حدّ أو حدود به إحاطة تامّة ؛ كشكل الدائرة ، التي يحيط بها خطّ واحد ؛ و شكل المثّلث و المربّع و كثير الأضلاع ، التي تحيط بها حدود ؛ و الكرة ، التي يحيط بها سطح واحد ؛ و المخروط و الاسطوانة و المكعّب ، التي تحيط بها سطوح فوق الواحد . و الشكل من الكيفيّات ؛ لصدق حدّ الكيف عليه . و ليس هو السطح ، أو الجسم ، و لا الحدود المحيطة به ، و لا المجموع ؛ بل الهيأة الحاصلة من سطح أو جسم أحاط به حدّ أو حدود خاصّة . و الزاوية هي الهيأة الحاصلة من إحاطة حدّ أو حدود متلاقية في حدّ إحاطة غير قسم نخست از اقسام كيفيات مختص به كميات شكل : شكل عبارت است از « هيئتى كه در اثر احاطهء كامل يك يا چند حدّ بر كميت ، براى آن كميت پديد مىآيد » . مانند شكل دايره كه از احاطهء كامل يك خط بر سطح پديد مىآيد ، و مانند شكل مثلث [ كه از احاطهء كامل سه خط ، ] و شكل مربع [ كه از احاطهء كامل چهار خط ] ، و شكل كثير الاضلاع كه از احاطهء كامل چند خط بر سطح به وجود مىآيند . و نيز مانند كره كه يك سطح بر آن احاطهء كامل دارد ، و مخروط [ كه دو سطح بر آن احاطه دارد ] ، و استوانه [ كه سه سطح بر آن احاطه دارد ] ، و مكعب كه شش سطح بر آن احاطه دارد . شكل از مقولهء كيفيت است ، زيرا حدّ كيف بر آن صدق مىكند ، [ يعنى عرضى است كه ذاتا نه قسمتپذير است و نه نسبتپذير ] . شكل نه همان سطح و يا حجم است ، و نه حدودى است كه بر آنها احاطه دارد . و نيز نمىتوان گفت شكل مجموع مركب از سطح و حدودى كه بر آن احاطه دارد و يا مجموع مركب از حجم و حدود آن مىباشد ، بلكه شكل عبارت است از « هيئت حاصل از سطح و يا حجمى كه حد يا حدود خاصى آن را احاطه كرده است » . زاويه : زاويه عبارت است از « هيئتى كه از احاطهء ناقص دو يا چند حدّ كه در يك نقطه باهم تلاقى مىكنند ، پديد مىآيد » . مانند زاويهء مسطح كه از احاطهء دو خطى