و المذوقات هي الطعوم المدركة بالذائقة ؛ و قد عدّوا بسائطها تسعة ، و هي :
الحرافة ، و الملاحة ، و المرارة ، و الدسومة ، و الحلاوة ، و التفه ، و العفوصة ، و القبض ، و الحموضة ؛ و ما عدا هذه الطعوم طعوم مركّبة منها .
و المشمومات أنواع الروائح المحسوسة بالشامّة . و ليس لأنواع الروائح التي ندركها أسماء عندنا نعرفها بها ، إلّا من جهة إضافتنا لها إلى موضوعاتها ، كما نقول :
رائحة المسك و رائحة الورد ؛ أو من جهة موافقتها للطبع و مخالفتها له ، كما نقول :
شرح
مذوقات [ - چشيدنىها ]
چشيدنىها همان مزههايى هستند كه توسط قوهء چشايى درك مىشوند . دانشمندان طبيعى مزههاى بسيط را نه قسم دانستهاند كه عبارتند از : 1 . حرافت [ - تندى ، مانند مزهء فلفل ] . 2 . ملاحت [ - شورى ] . 3 . مرارت [ - تلخى ] . 4 . دسومت [ - مزهاى كه از چربىها درك مىشود ] . 5 . حلاوت [ - شيرينى ] . 6 . تفه [ - بىمزگى كه احتياج به نمك دارد ، مانند مزهء تخممرغ ] . 7 . عفوصت [ - مزه گس داشتن ، مانند مزهء ميوههاى كال ] . 8 . قبض « 1 » [ - مزهاى كه دهان را جمع مىكند ، مانند مزهء سنجد ] . 9 . حموضت [ - ترشى ] . مزههاى ديگر مركب از نه مزهء فوق مىباشند .مشمومات [ - بوها ]
مشمومات انواع بوهايى هستند كه به وسيلهء شامه [ - قوهء بويايى ] درك مىشوند . ما اسمهاى خاصى براى بوهاى گوناگونى كه درك مىكنيم ، نداريم تا آنها را به وسيلهء آن اسامى بشناسانيم ؛ و لذا بوهاى گوناگون را از راه اضافه به موضوعاتشان مىشناسانيم ، مثلا مىگوييم : بوى مشك و بوى گل ؛ و يا از طريق موافق بودن و يا مخالف بودن با طبع آنها را معرفى مىكنيم ، مانند آنجا كه مىگوييم : بوى خوش و بوى بد ؛ و يا از جهت نسبتشان به مزهء خاص آنها را معرفى مىكنيم ، مثلا مىگوييم :هامش
( 1 ) . قبض و عفوصت دو مزهء نزديك به هم هستند و در فرق ميان آن دو گفتهاند : عفوصت مزهاى است كه ظاهر زبان را جمع مىكند ، ولى قبض مزهاى است كه باطن زبان را جمع مىكند .