تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
القارّ - و هو الجسم التعليميّ و السطح و الخطّ - فلا يوجد في المجرّدات ، إلّا عند من يثبت عالما مقداريّا مجرّدا له آثار المادّة دون نفس المادّة . الثاني : أنّ العدد لا تضادّ فيه ؛ لأنّ من شروط التضادّ غاية الخلاف بين المتضادّين ، و ليست بين عددين غاية الخلاف ؛ إذ كلّ مرتبتين مفروضتين من العدد فإنّ الأكثر
شرح
مىيابد و مجردات كه فعليت محض هستند و هيچ قوه‌اى ندارند ، همگى ثابت مىباشند ] . كميت متصل قارّ ، كه عبارت است از جسم تعليمى ، سطح و خط ، نيز در مجردات تحقق ندارد ، مگر نزد كسانى كه عالم مقدارى مجردى را كه آثار مادّه را دارد ولى خود مادّه را ندارد ، اثبات مىكنند . [ اين عالم « عالم مثال » ، « عالم اشباح مجرده » ، « عالم صور معلقه » ، و نيز « عالم برزخ » ناميده مىشود . حكماى اشراقى بر خلاف حكماى مشاء قائل به وجود چنين عالمى بوده‌اند ، و حكمت متعاليه نيز در اين خصوص با آنها هم عقيده است ، در همين كتاب در فصل بيست و يك از مرحلهء دوازدهم ، دربارهء خصوصيات اين عالم گفت‌وگو خواهد شد . ]

حكم دوم

در عدد تضاد نيست ، زيرا [ متضادين عبارتند از « دو امر وجودى غير متضايف كه به نحو تعاقب بر يك موضوع عارض شوند ، و داخل در يك جنس قريب بوده و ميان آنها نهايت اختلاف وجود داشته باشد » . بنابراين ] يكى از شروط تضاد آن است كه ميان دو شىء متضاد نهايت اختلاف وجود داشته باشد . و ميان هيچ عددى با عدد ديگر نهايت اختلاف وجود ندارد [ به گونه‌اى كه نتوان عدد ديگرى را در نظر گرفت كه اختلاف بيشترى با آن عدد داشته باشد . ] زيرا هرگاه دو مرتبه از عدد را در نظر بگيريم ، [ مانند عدد دو و عدد صد ميليارد ] ، اگر يك واحد به عدد بزرگ‌تر افزوده شود ، فاصلهء آن عدد از عدد كوچك‌تر بيشتر خواهد شد . [ مثلا اگر بر عدد صد ميليارد يكى افزوده شود ، عدد بزرگ‌ترى به دست خواهد آمد كه اختلافش با عدد