الطول - إذا قيس إليه - وجودا ، لا في أنّ له ماهيّة الخطّ ؛ و كذا السطح يزيد و ينقص من سطح آخر من نوعه ، و كذا الجسم التعليميّ .
الرابع : قالوا : إنّ الأبعاد متناهية . و استدلّوا عليه بوجوه ، من أوضحها : أنّا نفرض خطّا غير متناه ، و كرة خرج من مركزها خطّ مواز لذلك الخطّ غير المتناهى ؛ فإذا تحرّكت الكرة ، تلاقى الخطّان ، بمصادرة اقليدس ، فصار الخطّ الخارج من المركز
شرح
ماهيت خط مىباشند . [ توضيح اينكه : تشكيك به طور كلى در ماهيت راه ندارد ، زيرا لازمهء آن انقلاب است . بلكه چنانكه در جاى خود به اثبات رسيده است ، تشكيك اصالتا و بالذات تنها در وجود راه دارد ، و اگر هم به ماهيت نسبت داده شود به عرض وجود مىباشد . در محل بحث نيز در مفهوم و ماهيت خط اختلاف تشكيكى نيست ، بلكه در وجود دو پارهخط است كه اختلاف تشكيكى راه دارد و به بيان ديگر : مفهوم خط زيادت و نقصان ندارد ، بلكه وقتى خط در خارج تحقق مىيابد وجود يك خط است كه احيانا طولانىتر از وجود خط ديگرى است . ] و همچنين اگر يك سطح با سطح ديگرى از همان نوع مقايسه شود ، مىتواند بيشتر از آن و يا كمتر از آن باشد .
جسم تعليمى نيز همينگونه است .