ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 358
عدّوا المسألة ضروريّة . و يمتاز المركّب الحقيقيّ من غيره بالوحدة الحقيقيّة ؛ و ذلك بأن يحصل من تألّف الأجزاء أمر آخر وراءها ، له أثر جديد خاصّ وراء آثار الأجزاء ؛ لا مثل المركّبات الاعتباريّة ، التي لا أثر لها وراء آثار الأجزاء ، كالعسكر المركّب من أفراد ، و البيت المركّب من اللبن و الجصّ و غيرهما . و من هنا يترجّح القول بأنّ التركيب بين المادّة و الصورة تركيب اتّحاديّ ، لا باشند ، تا آن اجزاء باهم مرتبط و متحد گردند و به صورت يك حقيقت واحد درآيند . فلاسفه اين مسأله را بديهى [ و بىنياز از دليل ] به شمار آوردهاند . فرق ميان مركب حقيقى و مركب اعتبارى [ در مركب حقيقى وحدت ، وحدت حقيقى است ؛ اما در مركب اعتبارى وحدت ، اعتبارى مىباشد . بنابراين ] مركب حقيقى به واسطهء « وحدت حقيقى » از ديگر مركبات متمايز مىشود . مقصود از « وحدت حقيقى » آن است كه از تركيب اجزا [ و انضمام آنها به يكديگر ] شىء ديگرى به وجود آيد با اثرى جديد و خاص غير از آثار آن اجزا . [ براى تركيب حقيقى مىتوان به تركيبات شيميايى مثال زد . مثلا تركيب آب از هيدروژن و اكسيژن يك تركيب حقيقى است ، زيرا وقتى اين دو عنصر با يكديگر تركيب مىشوند ، پديدهاى تازه با آثارى جديد به وجود مىآيد ، آثارى كه غير از آثار اكسيژن و هيدروژن مىباشد . ] اما مركبات اعتبارى اثرى غير از آثار اجزايشان ندارند ، [ و درواقع اثرى كه بر مركب اعتبارى بار مىشود چيزى جز مجموع آثار اجزا نيست . ] مانند لشگر كه مركب از افراد است ، و خانه كه مركب از آجر ، گچ و غير آن است . و از اينجا [ يعنى از آنجا كه اجزاى ماهيت با يك وجود موجود مىشوند ، و تركيب ميان آنها تركيب حقيقى است ، و يك وحدت حقيقى ميان آنها برقرار مىباشد ، و برخى از اين اجزاء نيازمند برخى ديگر مىباشد ، ] قول به اينكه تركيب