ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 356
الفصل السابع في بعض أحكام النوع النوع هو الماهيّة التامّة التي لها في الوجود آثار خاصّة . و ينقسم إلى مالا يتوقّف في ترتّب آثاره عليه إلّا على الوجود الخارجيّ الذي يشخّصه فردا ، كالإنسان مثلا ؛ و يسمّى النوع الحقيقيّ ؛ و إلى ما يتوقّف في ترتّب آثاره عليه على لحوق فصل أو فصول به ، فيكون جنسا بالنسبة إلى أنواع دونه ، و إن كان نوعا بالنظر إلى تمام ماهيّته ، فصل هفتم برخى از احكام نوع تعريف نوع : نوع ماهيت تامّى است كه اگر در خارج موجود گردد آثار ويژهاى بر آن مترتب مىگردد . [ نوع به دو قسم منقسم مىشود ؛ نوع حقيقى و نوع اضافى . ] نوع حقيقى : برخى از ماهيات تامّ به گونهاى هستند كه براى آنكه آثار بر آنها مترتب گردد كافى است فردى از آنها در خارج موجود شود ، [ و نياز به انضمام فصل ديگرى به آنها نيست ] ، مانند انسان . چنين ماهيتى را نوع حقيقى مىنامند . نوع اضافى : برخى از ماهيات تام به گونهاى هستند كه ترتب آثار بر آنها منوط به آن است كه فصل يا فصولى به آنها ملحق شود . چنين ماهيتى از آن جهت كه انواعى زير آن قرار دارد ، جنس مىباشد ؛ و از آن جهت كه يك ماهيت تامّ است [ و « به شرط لا » اعتبار شده است ] ، نوع مىباشد ؛ مانند انواع عالى و متوسط . مثلا « جسم » [ اگر « به شرط لا » و به عنوان يك ماهيت تامّ در نظر گرفته شود ] نوع عالى جوهر است ؛ و [ اگر « لا به شرط » و در مقايسه با انواعى كه تحت آن مندرج است ، لحاظ شود ] جنس