تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
فالكلّيّة خاصّة ذهنيّة تعرض الماهيّة في الذهن ، إذ الوجود الخارجيّ العينيّ مساوق للشخصيّة ، مانع عن الاشتراك . فالكلّيّة من لوازم الوجود الذهنيّ للماهيّة ، كما أنّ الجزئيّة و الشخصيّة من لوازم الوجود الخارجيّ . فما قيل : « إنّ الكلّيّة و الجزئيّة في نحو الإدراك ، بمعنى أنّ الحسّ لقوّة إدراكه ينال الشيء نيلا كاملا ، بحيث يمتاز عمّا سواه مطلقا ، و يتشخّص ؛ و العقل لضعف
شرح
كليت يك ويژگى ذهنى است كه در ذهن بر ماهيت عارض مىشود ، چراكه وجود خارجى و عينى مساوق با شخصيت است ، و اباى از اشتراك دارد . بنابراين ، كليت از لوازم وجود ذهنى ماهيت است ، همان‌گونه كه جزئيت و تشخص از لوازم وجود خارجى مىباشد .

تفسير ديگرى براى كليت

برخى گفته‌اند : كليّت و جزئيت به نحوهء ادراك مربوط مىشود ؛ بدين معنا كه حسّ ، چون ادراكش قوى است ، به طور كامل به شىء خارجى دست مىيابد [ و همهء ويژگىهاى آن را منعكس مىكند ] به‌گونه‌اى كه آن شىء كاملا از غير خود متمايز مىگردد و مشخص مىشود . اما عقل ، چون ادراكش ضعيف است ، [ به طور كامل به شىء خارجى دست نمىيابد و همهء ويژگىهاى آن را منعكس نمىسازد ، بلكه ] آن را مبهم درك مىكند ، به گونه‌اى كه صورت ادراكىاش ، ميان چند چيز مردد است ، و بر امور متعدد قابل انطباق مىباشد . ادراك عقلى مانند شبحى است كه از دور ديده مىشود ، و خصوصيات آن به طور واضح درك نمىشود ، و كاملا از غير خود متمايز نمىگردد ، و در نتيجه ميان چند چيز مردد مىباشد ، مثلا احتمال مىرود حسن باشد ، يا حسين باشد و يا يك قطعه چون نصب شده و يا چيزهاى ديگر باشد ؛ و در واقع فقط يكى از آنهاست ؛ و نيز مانند يك سكهء سائيده‌شده كه دقيقا معلوم نيست چه سكه‌اى است و ميان چند نوع سكه مردد است و درواقع فقط يكى از آنهاست .