المقسميّ ؛ و هي موجودة في الخارج ، لوجود بعض أقسامها فيه ، كالمخلوطة .
و الموجود من الكلّيّ في كلّ فرد ، غير الموجود منه في فرد آخر بالعدد . و لو كان الموجود منه في الأفراد الخارجيّة واحدا بالعدد ، كان الواحد كثيرا بعينه ، و هو محال ؛
شرح
مقسم اين اعتبارات سهگانه مىباشد ، ميان فلاسفه اختلافنظر وجود دارد ، اما مشهور ميان متأخرين آن است كه كلى طبيعى ماهيتى است كه مقسم اين اعتبارات سهگانه مىباشد . حضرت علامه نيز همين رأى را اختيار نموده و مىفرمايند : ]
مقسم اين اقسام سهگانه نفس ماهيت است [ يعنى ماهيت بدون هيچ قيدى حتى قيد اطلاق ] ، و اين مقسم همان كلى طبيعى است ، و به آن لا به شرط مقسمى گفته مىشود . ماهيت لا به شرط مقسمى [ كه همان كلى طبيعى است ] در خارج وجود دارد ، زيرا بعضى از اقسام آن ، مانند ماهيت مخلوطه ، در خارج تحقق دارد . [ و چون مقسم با همهء اقسامش اتحاد دارد ، و در ضمن همهء آنها موجود است ، اگر يك قسمش در خارج تحقق داشته باشد ، مقسم هم در خارج تحقق خواهد داشت . ]
[ سؤالى كه در اينجا مطرح مىشود آن است كه آيا كلى طبيعى در خارج با يك وجود موجود است ، يا آنكه داراى وجودهاى متعددى مىباشد ، به تعداد افرادى كه در خارج دارد ؟ پاسخ آن است كه كلى طبيعى داراى وجودهاى متعددى است ، ] و كلىاى كه در ضمن يك فرد خاص تحقق پيدا مىكند ، غير از كلىاى است كه در ضمن افراد ديگر موجود مىشود ؛ البته اين مغايرت ، مغايرت عددى است [ يعنى شخص كلى موجود در ضمن اين فرد ، غير از شخص كلى موجود در ضمن آن فرد ديگر است ، اگرچه نوعش و ماهيتش با آن ، يكى است . دو دليل براى اين مدعا مىتوان اقامه كرد : ]
[ دليل نخست : ] اگر كلىاى كه در ضمن افراد خارجى تحقق دارد ، وحدت عددى داشته باشد ، [ يعنى مثلا يك انسان ، در ضمن حسن و حسين و تقى و . . .
تحقق داشته باشد ، و شخص انسان موجود در حسن همان شخص انسان موجود در حسين و تقى باشد ] ، همان چيزى كه واحد است كثير خواهد بود . [ مثلا ماهيت