الماهيّة . و الآخر أن تؤخذ وحدها ، بحيث لو قارنها أيّ مقارن مفروض كان زائدا عليها ، غير داخل فيها ؛ فتكون موضوعة للمقارن المفروض ، غير محمولة عليه .
و أمّا الثالث ، فأن لا يشترط معها شيء من المقارنة و اللامقارنة ، بل تؤخذ مطلقة ، من غير تقييد بنفي أو إثبات .
و تسمّى الماهيّة به شرط شيء مخلوطة ، و البشرط لا مجرّدة ، و اللابشرط مطلقة .
و المقسم للأقسام الثلاثة ، الماهيّة ؛ و هي الكلّيّ الطبيعيّ ، و تسمّى اللابشرط
شرح
ناطق و صاهل ، زايد بر آن و عارض بر آن باشند ، در اين صورت اعتبارش « به شرط لا » است ، و قابل حمل بر ناطق و صاهل و همچنين انسان و فرس نخواهد بود . حيوان ، اگر به اين صورت اعتبار شود ، مادّهء انسان و فرس خواهد بود و نه جنس آنها . در مقابل اگر ماهيت حيوان را به صورت يك ماهيت غير تام و مبهم كه يا انسان است و يا فرس و . . . در نظر بگيريم ، در اين صورت اعتبارش « لا به شرط » خواهد بود ، و قابل حمل بر ناطق و صاهل و نيز انسان و فرس خواهد بود . حيوان اگر به اين صورت اعتبار شود ، جنس انسان و فرس مىباشد . در فصل پنجم از همين مرحله در اينباره بيشتر گفتوگو خواهد شد . ]
و اعتبار سوم [ - لا به شرط ] آن است كه ماهيت نه مشروط به مقارنت با چيزى شود ، و نه مشروط به عدم مقارنت با آن ؛ بلكه به طور مطلق در نظر گرفته شود بىآنكه مقيد به وجود و يا عدم چيزى گردد .
به ماهيت به شرط شىء ، ماهيت مخلوطه و به ماهيت به شرط لا ، ماهيت مجرده و به ماهيت لا به شرط ، ماهيت مطلقه گفته مىشود .