مستحيل ، فجاز أن يستلزم نقيض ما ادّعيت استلزامه إيّاه ، لكون المحال قد يلزم منه محال آخر » ؛ واضح الفساد ، فإنّ المحال لا يستلزم أيّ محال كان ، بل محالا إذا قدّر وجودهما يكون بينهما تعلّق سببيّ و مسبّبيّ » . انتهى ( ج 1 ، ص 236 ) .
فإن قيل : الممتنع بالذات ليس إلّا ما يفترضه العقل و يخبر عنه بأنّه ممتنع بالذات ؛
شرح
غير محصور بودن شىء واحد است ؛ اما ما مىگوييم : محصور و غير محصور بودن شىء واحد محال است ، و اين محال مىتواند مستلزم متناهى بودن ابعاد جسم باشد ، ] زيرا يك امر محال مىتواند مستلزم يك محال ديگرى باشد .
[ اين حربهاى است كه اهل جدل با آن به جنگ اهل برهان مىآيند و در مواردى كه اهل برهان با تمسك به يك امر محال بر مدعاى خود استدلال مىكنند در پاسخ مىگويند : « ان المحال يستلزم اىّ محال » . ] اما فساد اين سخن واضح و آشكار است ، زيرا يك امر محال مستلزم هر محالى نيست ، بلكه تنها در صورتى مىتوان گفت ميان دو محال ملازمه است كه اگر فرض تحقق آن دو شود ميانشان رابطهء سببى و مسببى برقرار باشد . [ مثلا محال بودن محصور و غير محصور بودن شىء واحد ، مستلزم محال بودن عدم تناهى ابعاد جسم است ؛ زيرا اگر ابعاد جسم غير متناهى باشد - يعنى در فرض وجود محال دوم - عدم تناهى ابعاد جسم سبب تحقق محصور و غير محصور بودن شىء واحد مىشود ، يعنى سبب تحقق محال اول مىگردد . ] ( پايان نقل كلام از اسفار ) . « 1 »
پاسخ به سه شبهه
شبههء نخست
ممتنع بالذات همان چيزى است كه عقل آن را فرض مىكند و حكم به امتناع ذاتى آن مىكند ، [ و مىدانيم كه عقل تا چيزى را تصور نكند نمىتواند دربارهاش حكمىهامش
( 1 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 236 و 237 .