تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
و لا نرتاب أنّ جميع ما نعقله من سنخ واحد ؛ فالأشياء ، كما أنّ لها وجودا في الخارج ذا آثار خارجيّة ، لها وجود في الذهن لا تترتّب عليها فيه تلك الآثار الخارجيّة ، و إن ترتّبت عليها آثار اخر غير آثارها الخارجيّة الخاصّة . و لو كان هذا الذي نعقله من الأشياء هو عين ما في الخارج ، كما يذهب إليه القائل بالإضافة ، لم يمكن تعقّل ما ليس في الخارج ، كالعدم و المعدوم ، و لم يتحقّق خطأ في علم .
شرح
تمام علوم و ادراكات ما وجود ذهنى دارند ؛ درحالىكه اين دو دليل فقط اثبات مىكند كه سه دسته از مفاهيم داراى وجود ذهنى هستند : مفاهيم كلى ، مفاهيم صرف و مفاهيم عدمى ؛ و از اثبات وجود ذهنى براى ديگر مفاهيم ناتوان مىباشد . حضرت علامه در پاسخ به اين توهم مىفرمايند : ] [ اگر بپذيريم كه دسته‌اى از علوم و ادراكات داراى وجود ذهنى هستند ، ناچار بايد بپذيريم كه ديگر علوم و ادراكات نيز داراى وجود ذهنى مىباشند ، زيرا ] ما هيچ شك و ترديدى نداريم كه همهء علوم و ادراكاتمان از يك سنخ است . [ نتيجهء دو برهان فوق به ضميمهء تكمله‌اى كه بيان شد آن است كه : ] اشيا همان‌گونه كه در خارج موجود مىشوند و آثار خارجى بر آنها مترتب مىگردد ، در ذهن نيز موجود مىشوند ؛ و وقتى در ذهن موجود شدند فاقد آن آثار خارجى مىباشند ، اگرچه آثار ديگرى غير از آن آثار خارجى خاص ، بر آنها مترتب مىگردد .

ابطال قول به اضافه

[ همان‌طور كه يادآور شديم ، برخى معتقدند كه حقيقت علم ، اضافه‌اى است كه ميان نفس و شىء خارجى برقرار مىشود ؛ و بنابراين ، معلوم بالذات ما همان شىء خارجى است نه صورت ذهنى آن . اين نظريه باطل و غير قابل قبول است ، زيرا ] اگر معلوم بالذات ما همان اشياى خارجى باشد ، آن‌گونه كه قائلين به اضافه مىگويند [ دو اشكال به وجود مىآيد يكى آن‌كه ] بايد تعقل و ادراك چيزى كه در خارج وجود
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 183 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى