تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
خطأ منظّم لا يختلّ به حياة الإنسان ، كما لو فرض إنسان يرى الحمرة خضرة دائما ، فيرتّب على ما يراه خضرة آثار الحمرة دائما . و البرهان على ثبوت الوجود الذهنيّ : أنّا نتصوّر هذه الامور الموجودة في الخارج ، كالإنسان و الفرس مثلا ، على نعت الكلّيّة و الصرافة ، و نحكم عليها بذلك ؛ و لا نرتاب أنّ لمتصوّرنا هذا ثبوتا مّا في ظرف وجداننا و حكمنا عليه بذلك ، فهو موجود بوجود مّا ؛ و إذ ليس بهذه النعوت موجودا في الخارج ؛ لأنّه فيه على نعت الشخصيّة
شرح
دارد . بنابر اين نظريه آن‌چه به ذهن مىآيد تنها يك سرى رموز و علائم است ] و در نتيجه انسان [ كه مىپندارد همين امور ذهنى در خارج تحقق دارند ] در خطا و اشتباه است ؛ اما اين خطا به طور منظم و هميشگى است [ يعنى هميشه هنگام مواجهه با يك شىء خاص ، يك علامت و صورت خاص در ذهن به وجود مىآيد . ] و ازاين‌رو ، نظام زندگانى انسان مختل نمىشود . مانند انسانى كه هميشه رنگ قرمز را سبز مىبيند . چنين انسانى هميشه آثار قرمزى را بر آن‌چه سبز مىبيند مترتب مىكند . [ و به همين صورت رابطهء خود را با خارج تنظيم مىكند ، اگرچه ادراك او كاملا مباين با خارج است و حكايت صحيحى از آن ندارد . ]

دو دليل بر ثبوت وجود ذهنى

[ دليل نخست : ] برهان نخست بر ثبوت وجود ذهنى آن است كه ما امورى چون انسان و اسب را كه در خارج [ بر وصف شخصيت و اختلاط با اعراض ] تحقق دارند ، بر وصف كليت و صرافت درك كرده و بر آنها حكم به كليت و صرافت مىكنيم . [ مثلا ماهيت انسان را به گونه‌اى كه قابل انطباق بر كثيرين باشد - يعنى به صورت كلى - و نيز به گونه‌اى كه مجرد از هرگونه عوارض و لواحق باشد - يعنى به صورت صرف و خالص - تصور مىكنيم و مىگوييم : اين انسان كلى و صرف است . ] و از طرفى ما هيچ شك و ترديدى نداريم كه آن‌چه را تصور كرده‌ايم در ظرفى كه آن را يافته و بر آن حكم به كليت و صرافت نموده‌ايم ، يك نحوه ثبوت و تحققى
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 181 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى