تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
فالظرف الذي يفرضه العقل لمطلق الثبوت و التحقّق بهذا المعنى الأخير ، هو الذي نسمّيه نفس الأمر ، و يسع الصوادق من القضايا الذهنيّة و الخارجيّة و ما يصدّقه العقل و لا مطابق له في ذهن أو خارج ؛ غير أنّ الامور النفس الأمريّة لوازم عقليّة للماهيّات
شرح
[ با توجه به بيانى كه در بالا آورديم مقصود از نفس الامر روشن مىگردد . ] ظرفى كه عقل براى مطلق ثبوت و تحقق به معناى اخير آن ، در نظر مىگيرد ، همان چيزى است كه ما آن را نفس الامر مىناميم . نفس الامر ظرفى است كه هر سه دسته از قضاياى صادق را فرامىگيرد : هم قضاياى ذهنى ، و هم قضاياى خارجى ، و هم قضايائى كه عقل آنها را تصديق مىكند ، درحالىكه مطابقى در خارج و يا در ذهن ندارند ، تنها چيزى كه هست [ و به سبب همين چيز است كه عقل اين دسته از قضايا را تصديق مىكند ] اين‌كه امور نفس الامرى [ كه همين دستهء سوم از قضايا مىباشند ] لوازم عقلى ماهيات هستند و به تبع ثبوت و تقرّر ماهيات داراى ثبوت و تقرّر مىباشند . و اين سخن دنباله‌اى دارد كه به خواست خداى متعال به زودى بيان خواهد شد .

دو نظريهء ديگر دربارهء نفس الامر

برخى گفته‌اند : مقصود از « امر » در واژهء نفس الامر ، عالم امر است ، و عالم امر عبارت است از يك عقل كلى « 1 » كه صور همهء معقولات در آن وجود دارد . و مراد از مطابقت يك قضيه با نفس الامر ، آن است كه آن قضيه با صورت‌هاى معقولى كه نزد آن عقل است ، مطابقت مىكند .
هامش
( 1 ) . كليت داراى اطلاقات و معانى گوناگونى است ، از جمله : 1 - كليت به معناى قبول فرض صدق بر كثيرين . 2 - كليت به معناى عدم تغيير علم به واسطهء تغيير معلوم . ( ر . ك : فصل سوم و چهارم از مرحلهء يازدهم . ) 3 - كليت به معناى سعه و گسترهء وجودى . در اينجا مقصود از « كليت » همين معناى اخير آن است . پس « عقل كلى » يعنى موجود مجردى كه داراى سعهء وجودى است .
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 111 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى