يابد ؟ آيا حفظ وحدت كلمهء امّت و تداوم نظام اسلامى - كه از واجبترين واجبات است - اقتضا نمىكرد كه امام عليه السلام او را به طور موقّت در حكومت شام ، ابقا نمايد ؟
بر اساس مبانى سياستهاى امام عليه السلام در ادارهء نظام اسلامى به سادگى مىتوان به اين گونه پرسشها پاسخ داد ؛ امّا در خصوص اين سياست ، نكات مهمّى وجود دارد كه در اين جا بايد بدان اشاره شود .
ابن ابى الحديد ، به تفصيل از اين سياست دفاع كرده است و ما مطالب مهم آن را ذكر مىكنيم :
ابن ابى الحديد ، در ابتدا با استناد به مدارك و منابع تاريخى استدلال مىكند كه معاويه ، در هيچ شرايطى با على عليه السلام بيعت نمىكرد . سپس به مبانى دينى امام عليه السلام در نصب و عزلها اشاره مىكند و در خاتمه ، طى نقل تحليلى متين از دانشمندى به نام ابن سنان ، روشن مىسازد كه اصولًا ابقاى معاويه در شرايطى كه پس از عثمان ، مردم با امام عليه السلام بيعت كردند ، ممكن نبود و موجب مىشد ايشان در آغاز حكومت ، با فضايى مواجه شود كه عثمان در انتهاى حكومت بدان رسيد .
1 . ابقاى معاويه به بيعتش نمىانجاميد
ابن ابى الحديد ، ضمن نقل انتقادهايى بر سياست امام على عليه السلام در زمينهء عزل معاويه گزارش كرده است كه يكى از انتقادها اين سخن است : اگر امام عليه السلام هنگامى كه در مدينه با وى بيعت شد ، معاويه را بر شامْ ابقا مىكرد تا حكومتش مستقر گردد و پايههايش استوار شود و معاويه و شاميان با او بيعت كنند ، و سپس او را كنار مىنهاد ، از جنگى كه ميان آنها در گرفت ، پيشگيرى كرده بود .
پاسخْ اين است كه امير مؤمنان ، شرايط آن روز را مىدانست كه معاويه به هيچ رو بيعت نمىكند ، گرچه او را بر حكومت شامْ ابقا نمايد ؛ بلكه ابقاى وى بر حكومت شام ، معاويه را نيرومندتر مىساخت و امتناع وى را از بيعت ، قوىتر مىكرد ؛ چرا كه پرسش كننده يا بايد بگويد : « سزاوار بود كه على عليه السلام معاويه را به بيعت فرا خواند و