دنيايم را ترجيح دادم و آخرتم را رها كردم . رشد و كمالم بر من پوشيده مانْد تا مرگم فرا رسيد . گويا معاويه را مىبينم كه بر ثروتم چنگ انداخته و پس از من با شما بد رفتارى مىكند .
عمرو ، در شب عيد فطر سال 43 قمرى از دنيا رفت و معاويه ، فرزند او عبد اللَّه بن عمرو را به جاى او منصوب كرد . « 1 »
2 / 3 : سياست امام على ( ع )
الف - كنار گذاردن معاويه
پيش از اين گفتيم كه يكى از نخستين اقدامات امام على عليه السلام پس از بيعت مردم براى آغاز اصلاحات ، بر كنار كردن كارگزاران عثمان بود . سياستمداران علاقهمند به امام عليه السلام ، بر كنارى دو نفر را مصلحت نمىدانستند : معاويه و ابو موسى اشعرى .
سرانجام با توضيحات بسيار و وساطتهاى مالك اشتر ، امام عليه السلام با ابقاى ابو موسى موافقت كرد ؛ امّا در مورد معاويه ، هر چه براى قانع كردن على عليه السلام تلاش كردند ، نتيجهاى نداشت و ايشان ، ابقاى او بر حكومت شام را حتى براى يك لحظه روا ندانست .
معاويه نيز نه خود با امام عليه السلام بيعت كرد و نه گذاشت مردم شام با ايشان بيعت كنند و از همان روز اوّل حكومت امام عليه السلام ، توطئه عليه او را شروع كرد و زمينه را براى برخورد نظامى فراهم ساخت .
نخستين سؤال در اين زمينه اين است كه : چگونه مىتوان اين اقدام امام عليه السلام را از نظر سياسى توجيه كرد ؟ آيا بهتر نبود امام على عليه السلام معاويه را در آغاز حكومت خود ، ابقا مىكرد تا حاكميتش استقرار يابد و معاويه ، همراه اهل شام با او بيعت كند و بعد ، او را عزل مىكرد تا جنگ صفّينْ پيش نيايد و حكومت اسلامى به رهبرى او تداوم
هامش
( 1 ) . تاريخ اليعقوبى : ج 2 ص 222 .