نقد و بررسى ديدگاه معتزله
وامّا القولُ الرابعُ : و هو منسوبٌ إلى المعتزلةِ ، فلازمُ ما فيه من نيابةِ الذاتِ عن الصفاتِ ، خلوُّها عنها ، و هو - كما عرفتَ - وجودٌ صرفٌ ، لا يشذُّ عنهُ وجودٌ و لا كمالٌ وجودىٌّ ، هذا خلفٌ .
ترجمه
دربارهء نظر چهارم ، كه به معتزله نسبت داده شده و ذات را جانشين صفات مىداند ، بايد گفت : لازمهء آن ، خالى بودن ذات واجب الوجود از صفات كمال است ، در حالى كه واجب تعالى وجود محضى است كه دربردارندهء هر وجود و كمال وجودى مىباشد . اين خلاف فرض است .
شرح و تفسير
معتزله معتقدند معناى اتصاف ذات واجب به صفاتى مانند علم و قدرت آن است كه فعل صادر از ذات واجب ، چونان فعل كسى است كه واجد آن صفات مىباشد ، بى آنكه حقيقت آن صفت در ذات خداوند تحقق داشته باشد . عباد بن سليمان در بيان اين نظريه ، كه خود بدان باور دارد ، مىگويد :
خداوند عالم ، قادر و حىّ است ، امّا من براى او علم و قدرت و حيات اثبات نمىكنم ؛ و نيز سمع و بصرى براى او قائل نيستم . بلكه مىگويم : او عالم است بى آنكه علمى باشد ، او قادر است بدون قدرت ، و حىّ است بدون حيات و سميع است بدون سمع . « 1 »
هامش
( 1 ) . مقالات الاسلاميين ، ج 1 ، ص 225