مىباشند . به ديگر سخن : هنگامى كه رابطهاى بين خداى متعال و موجودات مادى در نظر گرفته مىشود و براساس آن ، صفت فعلى خاصى براى خداى متعال انتزاع مىگردد ، صفت مزبور به لحاظ تعلق به موجودات مادى كه يك طرفِ اضافه را تشكيل مىدهند ، مقيد به قيدهاى زمانى و مكانى مىشود . هر چند به لحاظ تعلق به خداى متعال كه طرف ديگر اضافه مىباشد منزه از چنين قيود و حدودى است .
مثلًا روزى دادن به يك روزى خوار ، در ظرف زمانى و مكانى خاصى انجام مىگيرد و گفته مىشود خداوند در فلان زمان و مكان خاص به آن موجود روزى داده است . امّا اين قيدها در حقيقت مربوط به موجود روزى خوار است نه روزى دهنده و ذات مقدس الهى از هر گونه نسبت زمانى و مكانى منزه است .
امّا صفات ذاتى - بر خلاف صفات فعلى - اين حدود و قيود را به هيچ نحو بر نمىتابند و مقيد به زمان و مكان نمىشوند .
3 - صفات فعلى قابل سلب و ايجاباند ؛ به اين معنا كه در شرايطى سلب و در شرايطى اثبات مىشوند و اثبات و نفيشان هر دو امكان دارد ؛ مثلًا خداوند پيش از آفرينشِ كرهء خاكى ، خالق زمين نبود و پس از آفرينش آن خالق آن شد ، پيش از بعثت پيامبر ، مُنزِل القرآن نبود و پس از آن منزل القرآن شد و به همين ترتيب . امّا صفات ذاتى همواره و پيوسته براى ذات اقدس الهى ثابتاند و هرگز از او نفى و سلب نمىشوند .
4 - مبدأ همهء صفات فعلى ، قيوميت حق تعالى است .
5 - صفت فعلى ، همواره دلالت بر وجود متعلقى در خارج از ذات دارد ؛ بر خلاف صفت ذاتى كه لزوماً دلالت بر وجود متعلقى در خارج از ذات ندارد .
در هر حال فرق اصلى و اساسى ميان اين دو دسته از صفات آن است كه در صفات ذاتى ، ذات اقدس الهى مصداق عينى آنهاست ، امّا صفات فعلى ، حكايت از نسبت و اضافهاى ميان خداى متعال و مخلوقات دارد و ذات الهى و ذوات مخلوقات به عنوان
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 74
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٧٤