تضادند ، نمىتوانند به مبدأ واحدى مستند باشند در نتيجه دو مبدأ وجود دارد : مبدأ خيرات و مبدأ شرور .
شرح و تفسير
مسئلهء شرّ از مباحثى است كه ريشهاى عميق در انديشهء آدمى و سابقهاى ديرينه در فرهنگ بشرى دارد . انسان همواره با پديدههاى ناگوار و آزار دهنده و زيان زننده مواجه بوده است . سيلهاى ويرانگر و زلزلههاى خانمان برانداز و آتشفشانهاى سوزان و حيوانات و درندگان وحشى و مرگ و ميرها و بيمارىها و انواع و اقسام دردها و رنجها همواره گريبان گير انسان خاكى ضعيف و ناتوان بوده است . از سوى ديگر اختلافها ، تبعيضها ، محروميتها ، نابسامانىهاى اجتماعى و فقر و نادارى مشكلى بوده است كه همراه با شروع زندگى اجتماعى و بلكه پيش از آن انسان را در كام خود فرو برده است .
در اين ميان انسانهاى خداپرست و دين دار ، علاوه بر درگيرىِ خارجى و بيرونى با اين مسئله و افزون بر رنجى كه از جانب اين امور متوجه آنها مىشود ، با يك سرى مشكلات عقيدتى و فكرى نيز روبه رويند و آن اين كه :
1 - خدايى كه خير محض است چگونه مىتواند خالق شرور باشد ؟
2 - خدايى كه حكيم است و افعال او غاياتى خردمندانه و حكيمانه دارد چگونه امورى بى فايده و بلكه زيان بخش مىآفريند ؟
3 - خدايى كه عادل است چگونه به وجود اين تبعيضها و تفاوتها رضايت داده است ؟
در برابر اين پرسشها از ديرباز پاسخ هايى ارائه شده است . آن چه در اين جا مدّ نظر است پرسش نخست و پاسخ آن است .
در برابر اين پرسش ، از ديرباز گروهى دو مبدأ و دو منشأ براى هستى قائل شده و
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 55
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٥