نسبتها و روابط ميان آنها را نيز افاضه مىكند ، زيرا علتى كه وجود يك شىء را ايجاب كرده و آن را به پا مىدارد ، به آثار و نسبتهاى قائم به آن نيز وجود و قوام مىبخشد .
بنابراين ، خداوند سبحان به تنهايى مبدأ آفرينش ساير موجودات و مالك و مدبّر امور آنها است . در نتيجه او پروردگار جهانيان است و جز او پروردگارى نيست .
شرح و تفسير
راه ديگرى كه براى اثبات توحيد در خالقيت ( توحيد افعالى ) بيان مىشود بر اساس اصول حكمت متعاليه و با نظر به حقيقت هستى است و مقدمات عمدهء آن بدين شرح است :
1 - وجود معلول فى غيره و رابط است ؛ وجودى است كه هيچ استقلالى از خود ندارد و عين تعلق به علت مىباشد .
2 - اگر سلسلهاى از علتها و معلولها را در نظر بگيريم ، حلقههاى ميانى اگر چه نسبت به معلول خود ، بهرهاى از استقلال دارند ، امّا اين استقلال نسبى است ، چرا كه همان شىء عين ربط و تعلق به علت خودش است .
3 - وجود رابط از خود هيچ حكمى ندارد و هر حكمى به آن نسبت داده شود ، براى وجود علت و متقوم به او مىباشد .
4 - ملاك و معيار عليت و ايجاد ، استقلال در وجود است . وجودى كه عين ربط به غير است ، هرگز نمىتواند ايجاد كننده و وجود دهنده به غير باشد .
5 - سلسلهء موجوداتِ معلول به واجب تعالى منتهى مىشود و تنها اوست كه استقلال مطلق در هستى دارد .
از مطالب فوق اين نتيجه به دست مىآيد كه خداى متعال فاعلى است كه در مبدأ بودن براى همهء اشيا به طور مطلق ، مستقل است و در ايجاد و عليتش قائم به ذات خود مىباشد و هيچ وابستگى به غير خود ندارد و تنها اوست كه به حقيقت معناى كلمه
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 52
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٢