شرح و تفسير
در فصل پيشين ، توحيد به معناى نفى شريك در وجوب وجود و نيز به معناى نفى كثرت در درون ذات واجب تعالى بيان شد . امّا بايد توجه داشت شركى كه در ميان گروههاى مختلف مشركان شايع بوده و هست ، شرك در خالقيت و به ويژه شرك در تدبير جهان است و بحثهاى گذشته به تنهايى براى ابطال آن كافى نيست ، زيرا ممكن است كسى با پذيرفتن توحيد به معناى گذشته معتقد شود كه واجب الوجود يگانه ، تنها يك يا چند مخلوق را آفريد و ديگر نقشى در آفرينش ساير مخلوقات و تدبير امور آنها ندارد و اين امور ، به وسيلهء كسانى انجام مىگيرد كه خودشان واجب الوجود نيستند ، امّا در ايجاد و تدبير ساير پديدهها مستقلاند و نيازى به خداوند متعال ندارند . از اين رو لازم است توحيد در خالقيت و ربوبيت ، جداگانه مورد بحث قرار گيرد و اين فصل به همين منظور منعقد شده است .
در اين فصل دو بيان و دو برهان براى اثبات اين مطلب ارائه شده است كه گرچه هر دوى آنها مطلوب را اثبات مىكند ، امّا نتيجهء آنها با هم مختلف و گوناگون است .
برهان نخست بر مبناى فلاسفهء مشا است و برهان دوم بر اساس اصول حكمت متعاليه .
راه اوّل براى اثبات توحيد در خالقيت
اين برهان از مقدمات ذيل تشكيل مىشود :
1 - واجب الوجود تنها يكى است و غير او هر چه هست همه ممكن الوجوداند .
اين مقدمه در فصل پيشين به اثبات رسيد .
2 - هر ممكن الوجودى داراى ماهيتى است كه نسبتش به وجود و عدم يك سان است و لذا در وجود و تحققش نيازمند علت مىباشد .