تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
وجودْ محض ، صرف ، نامحدود و نامتناهى است ؛ وجودى است كه هيچ قيد و شرط و حدّى ندارد و از اين رو همهء هستى را پركرده و جايى براى غير باقى نگذاشته است . ممكن است گمان شود كه لازمهء نامتناهى بودن كمالات واجب‌الوجود - جلّ شأنه - اين است كه هيچ موجود ديگرى تحقق نيابد ، زيرا تحقق هر موجود ديگرى به معناى واجد بودن بخشى از كمالات وجودى است . پاسخ اين شبهه را پيش از اين داديم و گفتيم كه اگر رابطهء عليت و معلوليت به درستى دانسته شود ، معلوم مىگردد كه كمالات موجوداتى كه آفريدهء خداوند هستند ، شعاعى از كمالات اوست و در واقع جلوه وظهور كمالات او مىباشد و وجود آنها هيچ تزاحمى با كمالات نامتناهى واجب الوجود ندارد . در قرآن كريم با بيان‌هاى مختلف اين حقيقت بازگوشده است كه همهء كمالات از آنِ خداوند است و خداوند هيچ حدّى ندارد كه محدود به آن بوده و در وراى آن حضور نداشته باشد آياتى كه مىفرمايد : همهء اسماى حسنا از آن خداوند است ، « 1 » تنها خداوند حق مبين است ، « 2 » اوست كه عليم و قدير است ، « 3 » همهء قوت از آن خداست ، « 4 » سلطه و پادشاهى عالم تنها از آنِ اوست ، « 5 » عزت تماماً براى خداست ، « 6 » هر حقى از سوى اوست ، « 7 » و همه به خداوند نيازمندند و تنها خداست كه غنى و بىنياز است . « 8 » با توجه به آيات ياد شده ، هر كمالى كه در هستى يافت شود اصالتاً از آن خداوند
هامش
( 1 ) . طه ( 20 ) آيهء 8 :« اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى »( 2 ) . نور ( 24 ) آيهء 25 :« وَ يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ »( 3 ) . روم آيه ( 30 ) آيهء 54 :« وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ »( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 165 :« أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً »( 5 ) . تغابن ( 64 ) آيهء 1 :« لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ »( 6 ) . يونس ( 10 ) آيهء 65 :« إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً »( 7 ) . بقره ( 2 ) آيهء 147 :« الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ »( 8 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 15 :« أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ »
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 43 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى