شده است و از آن جا به كتابهاى ديگر ، از جمله اسفار و كتابهاى پس از آن ، منتقل شد . بر اين برهان شبههاى ، معروف به شبههء ابن كمونه وارد شده است ، كه مؤلف در اين قسمت آن را بيان و حلّ مىكند . البته بايد يادآور شويم كه اين شبهه را نخستين بار شيخ اشراق در مطارحات بر برهان حكماى مشا وارد ساخت . « 1 » و آن گاه ابن كمونه كه از شارحان كلام شيخ اشراق است ، آن را در برخى از تأليفات خود بيان كرد و به نام او شهرت يافت . « 2 »
حاصل شبههء ابن كمونه
حاصل اين شبهه آن است كه در برهان فرض شده كه وجوب وجود - كه مابهالاشتراك ميان دو واجب مفروض است - امرى ذاتى براى آنهاست و حكايت از يك حيثيت درونى و ذاتى مىكند و از اين رو ، تعدد آنها مسلتزم تركب ذات آنها از مابهالاشتراك و مابهالامتياز مىشود و چون واجب الوجود ، همواره بسيط است ، بنابراين فرض تعدد آن ، مردود و باطل مىباشد .
ما در پاسخ مىگوييم : لزومى ندارد كه وجوب وجود را امرى ذاتى براى واجبالوجود بدانيم ، بلكه مىگوييم : اين حيثيت امرى عرضى و خارج از ذات واجب الوجود است . بنابراين مىتوان دو واجب الوجود را فرض كرد كه هر كدام داراى هويتى بسيط است و با تمام ماهيت خود از واجب الوجود ديگر متمايز مىباشد . در اين فرض ، ذات و هويت هر دو واجب ، بسيط است و امتياز آنها به تمام ذات آنها است ، نه به جزء ذات آنها و اشتراك در امرى بيرون از ذات مىباشد ، مانند
هامش
( 1 ) . مطارحات ، ص 393 . شيخ اشراق در آن جا مىگويد : « و اما الذى يطول فى الكتب من البرهان على وحدة واجبالوجود . . . نما يتقرر اذا بيّن ان الوجود لايصح ان يكون اعتبارياً لواجب الوجود و لازائداً على الماهية . و ان لم يتبين هذا فيقول القائل : يشتركان فى وجوب الوجود و هو اعتبارى لاوجود له فى الاعيان ، فليس مما يحتاج الى علة »
( 2 ) . اسفار ، ج 6 ، ص 63