تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
وقوع نداشته باشد . بنابر آن چه گفته شد خداى تعالى به اين معنا واحد است كه از جهت وجود به گونه‌اى است كه محدود به حدّى نمىشود ، تا بتوان بيرون از آن حدّ فرد دومى برايش تصور كرد . « 1 »

دليل دوم

لو كانَ هناك واجبانِ فصاعداً ، امتازَ أحدُهُما مِنَ الاخرِ بعدَ اشتراكِهما فى وجوبِ الوجودِ ؛ ومابه الامتيازُ غيرُ ما به الاشتراكُ بالضرورةِ ، ولازمُهُ تركُّبُ ذاتِهما ممّا به الاشتراكُ ومابه الامتيازُ ، ولازمُ التركُّبِ الحاجةُ إلى الاجزاءِ ، وهى تنافِى الوجوبَ الذاتى ، الذى هو مناطُ الغِنى الصِّرفِ . ترجمه اگر دو واجب يا بيشتر در كار باشد ، هر يك از آنها بعد از اشتراك در وجوب وجود ، بايد ويژگى خاصى داشته باشد كه او را از ديگرى جدا سازد و از طرفى ، آن چه مايهء امتياز آنهاست ، بايد با آن چه ميانشان مشترك است ، مغاير باشد . و لازمهء چنين چيزى آن است كه ذات آنها ، از چيزى كه مايهء اشتراكشان است و چيزى كه مايهء امتيازشان است ، تركيب يافته باشد . حال آن كه لازمهء تركيب ، نياز به اجزا است و اين با وجوب ذاتى ، كه مناط غناى محض است ، ناسازگار مىباشد . شرح و تفسير در اين برهان ، با تمسك به بساطت واجب تعالى ، وحدت و يگانگى او اثبات
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 6 ، ص 68 - 86 ، « كلام فى معنى التوحيد فى القرآن »