وحدت عددى و نه كثرت عددى در حق او تصور ندارد و لذا در قرآن مىفرمايد :
« وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ »
« 1 » ؛ اوست يكتاى قهار ؛
« أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ * ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ »
« 2 » ؛ آيا پروردگاران متفرق بهتر است يا معبود واحد قهار ؟ نمىپرستيد جز خدا مگر اسمها و نام هايى را كه شما خود و پدرانتان ناميدهايد ؛
« وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ »
« 3 » ؛ هيچ معبودى نيست جز اللّه تعالى كه يكتاى قهار است و نيز مىفرمايد :
« لَوْ أَرادَ اللَّهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً لَاصْطَفى مِمَّا يَخْلُقُ ما يَشاءُ سُبْحانَهُ هُوَ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ »
« 4 » ؛ اگر خدا مىخواست فرزندى براى خود فراهم كند هر آينه از آنچه كه خلق كرده هر چه مىخواست براى فرزندى خود برمىگزيد ، ليكن او منزه است و اوست خداوند يگانه قهار .
سياق اين آيات ، همانطور كه ملاحظه مىشود تنها وحدت فردى را از بارى تعالى نفى نمىكند ، بلكه ساحت مقدس او را از همهء انحاى وحدت منزه مىداند ، چه وحدت فردى در برابر كثرت فردى و چه وحدت نوعى و جنسى يا هر وحدت كلى ديگرى كه در برابر كثرتى از جنس خود است . چرا كه تمامى اين انحاى وحدت در مقهوريت و جبر به داشتن حدّى كه فرد را از ساير افراد نوع ، يا نوع را از ساير انواع جنس جدا و متمايز كند مشتركاند و چون بنابر تعاليم قرآن هيچ چيز ، خداى تعالى را به هيچ وجه - نه در ذات و نه در صفات و نه در افعال - نمىتواند مقهور و مغلوب و محدود سازد ، از اين جهت وحدت او عددى نيست .
آرى ، از نظر قرآن خداوند قاهرى است فوق هر چيز ، و در هيچ يك از شئون خود
هامش
( 1 ) . رعد ( 13 ) آيه 6
( 2 ) . يوسف ( 12 ) آيه 40
( 3 ) . ص ( 38 ) آيه 65
( 4 ) . زمر ( 49 ) آيه 4