تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
تفسير الميزان بيان جامعى دراين باره دارند ، كه روشنگر مقصودشان است : قرآن در تعاليم والاى خود وحدت عدديه را از پروردگار - جلّ ذكره - نفى مىكند ، زيرا لازمهء وحدت عدديه ، محدوديت و تحت سيطره قرارگرفتن و واحدى كه وحدتش عددى است جز اين كه به حدود مكانى و زمانى و هزاران حدود ديگر محدود باشد و جز اين كه مقدور و محاط ما واقع شود ، تشخيص داده نمىشود . و قرآن خداى تعالى را منزه از اين مىداند كه محاط و مقدور چيزى واقع شود و كسى بر او تسلط بيابد . مثالى كه بتواند قدرى مطلب را به ذهن خواننده نزديك كند اين است كه : اگر شما از آب حوض منزل خود كه آب واحدى است دويست ظرف را پركنيد و به اين وسيله آبى را كه تاكنون تمام آن به وصف واحد بود و يك آب بود ، به صورت دويست واحد درآوريد ، در اين صورت خواهيد ديد كه آب هر يك از ظرف‌ها به تنهايى واحد و جدا از آب‌هاى ديگر است و اگر كسى از شما سؤال كند اين ظرف معين وحدتش را از كجا آورد ؟ و چطور شد از آبى كه همهء آن يك واحد بود ، دويست واحد پيدا شد ؟ ! در جواب خواهيد گفت : جهت اين كثرت آن است كه هريك از ظرف‌ها را كه انگشت بگذاريد مىبينيد ساير ظرف‌ها در آن نيست و همين نبودن آب‌هاى صدونودونه ظرف ديگر در اين ظرف ، حدّ اين ظرف است . همچنين يك انسان از اين جهت يكى است كه خصوصيات ساير انسان‌ها را ندارد . همين نداشتن و نبودن‌ها عبارت است از حدى كه اگر نبود ممكن نبود انسان را كه هم بر اين فرد صادق است و هم بر ساير افراد ، متصف به وحدت و كثرت نمود . پس ، از اين مثال به خوبى روشن شد كه تنها و تنها محدوديت يك موجود به هزاران هزار امر عدمى باعث شده است كه واحد عددى واحد شود و اگر به جهتى آن وحدت از ميان رفته و صفت و كيفيت اجتماع عارض شود از تركيبِ همان واحد ، كثرت عددى به وجود مىآيد و چون خداى متعال بنابر تعاليم عالى قرآن ، منزه از مقهوريت است ، بلكه قاهرى است كه هيچ گاه مقهور نمىشود ، از اين جهت نه