تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
هرگاه نسبت يك شىء به دو چيز يك سان باشد ، عقلًا محال است كه خود به خود و بدون دخالت عامل خارجى ، يكى از آن دو براى شىء ترجح يابد . ممكن نيز نسبتش به وجود و عدم يك سان مىباشد و لذا عقلًا محال است كه بدون دخالت عامل خارجى ، وجود براى آن رجحان يابد و خود به خود موجود شود . مؤلف ، اين سه مقدمه را در قالب يك جمله بيان كرده است : « ماهياتِ ممكن و معلول تحقق دارند . » 4 - شىء تا وجودش ضرورى و واجب نشود ، موجود نمىشود . اين مقدمه ، همان قاعده : « الشىء مالم يجب لم يوجود » است ، كه در فصل پنجم از بخش چهارم به تفصيل دربارهء آن بحث شد . « 1 » بر اين اساس ، ماهياتِ موجود در خارج ، همگى وجودشان واجب و ضرورى بوده و به ديگر سخن ، همهء آنها واجب الوجودند . 5 - با توجه به مقدمهء دوم و سوم ، وجوب ماهيات خارجى ، وجوب بالغير است ، نه وجوب بالذات ، چرا كه وجوب بالذات با نياز به علت منافات دارد ، در حالى كه ماهيات خارجى نيازمند علت مىباشند . 6 - در زنجيرهء علل ، دور و تسلسل باطل است ؛ يعنى امكان ندارد شىء با يك يا چند واسطه در رديف علل خودش واقع شود ( دور ) . همچنين ممكن نيست هر شيئى ، علتى داشته باشد و آن علت نيز به نوبهء خود معلول علت ديگرى باشد و اين سلسلهء تا بى نهايت ادامه يابد ( تسلسل ) . « 2 » نتيجه آن كه وجوب بالغيرِ ماهياتِ موجود در خارج ، سرانجام بايد به يك وجوب بالذات منتهى شود . به ديگر سخن : سلسلهء معلول‌ها نهايتاً به علتى منتهى مىشود كه
هامش
( 1 ) . ر . ك : همين نوشتار ، ج 1 ، ص 321 به بعد ( 2 ) . در فصل پنجم از بخش هفتم ( همين نوشتار ، ج 2 ، ص 279 به بعد ) به تفصيل دربارهء استحالهء دور و تسلسل بحث شد