لميُوجَدْ » ؛ و وجوبُها بالغيرِ ، إذ لو كانَ بالذاتِ ، لم يحتجْ إلى علّةٍ ؛ و العلّةُ الّتى بها يجبُ وجودُها موجودةٌ ، واجبةٌ ؛ و وجوبُها إمّا بالذاتِ ، او بالغيرِ و ينتهى إلى الواجبِ بالذاتِ ، لاستحالةِ الدورِ و التسلسلِ .
ترجمه
ماهياتِ ممكن و معلول موجودند ؛ از اين رو واجب الوجود مىباشند ، زيرا شىء تا واجب نگردد تحقق نمىيابد و از طرفى ، وجوبشان غيرى است ، زيرا اگر ذاتى بود ، نياز به علت نداشتند و علتى كه به آنها وجوب داده ، نيز موجودى است واجب ، كه وجوبش يا ذاتى است يا غيرى . اگر غيرى باشد ، بايد به واجب ذاتى ختم گردد تا دور يا تسلسل - كه هر دو محالند - لازم نيابد .
شرح و تفسير
در اين برهان ، مفاهيم اساسى عبارتند از : ماهيت ، امكان ماهوى و عليت ، در حالى كه در برهان پيشين مفاهيم اساسى عبارت بودند از : حقيقت وجود و صرافت وجود .
از اين جا دانسته مىشود كه اين برهان با مذاق اصالت ماهيت سازگارتر است تا مشرب اصالت وجود ، بر خلاف برهان نخست .
مقدمات اين برهان بدين شرح است :
1 - در خارج ماهياتى تحقق دارد ( اين يك امر بديهى و بى نياز از اثبات است ) .
2 - هر ماهيتى ممكن است ، زيرا وجود و عدم ، هر دو ، از حيطهء ماهيت بيرون است و از اين رو هر ماهيتى مىتواند به وجود و يا عدم متصف شود و هيچ يك از اين دو ذاتاً براى آن ضرورت ندارد و اين همان معناى امكان است .
3 - هر ممكنى در وجود خود نيازمند علت است . اين مفاد قانون عليت است ، كه امرى بديهى و ضرورى بوده و مستند آن استحالهء ترجح بدون مرجح است ؛ يعنى
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 25
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٥