تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
تكميل برهان مورد نظر ماست و چون در بحث‌هاى بعدى - و به ويژه مبحث توحيد - به نتيجه‌اى كه از اين برهان به دست مىآيد ، تمسك مىشود ، نقل آن تقرير مفيدو سودمند است . به نظر استاد مطهرى درك و فهم اين برهان مبتنى بر اصول زير است : الف - اصالت وجود ؛ آن چه تحقق دارد حقيقت وجود است ، ماهيات موجود بالعرض و المجاز مىباشند . ب - وحدت وجود ؛ به اين معنا كه حقيقت وجود قابل كثرت تباينى نيست و اختلافى را كه مىپذيرد تشكيكى و مراتبى است . يا به شدت و ضعف و كمال و نقص وجود مربوط است و يا امتدادات و اتصالات كه نوعى تشابك وجود و عدم است و به هر حال كثرتى كه در وجود متصور است توأم با وحدت است و از يك نظر عين وحدت است . ( وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت ) . ج - حقيقت وجود ، عدم را نمىپذيرد ؛ هرگز موجود از اين جهت كه موجود است معدوم نمىشود و معدوم از اين جهت كه معدوم است موجود نمىشود . حقيقت معدوم شدن موجودات عبارت است از محدوديت وجودات خاصه ، نه اين كه وجود ، پذيرندهء عدم گردد ؛ به عبارت ديگر عدم ، نسبى است . د - حقيقت وجود بما هو هو - قطع نظر از هر حيث و جهتى كه به آن ضميمه گردد - مساوى است با كمال ، اطلاق ، غنا ، شدت ، فعليت ، عظمت ، جلال ، لاحدّى و نوريت . امّا نقص ، تقيد ، فقر ، ضعف ، امكان ، كوچكى ، محدوديت و تعين ، همه اعدام و نيستى است و يك موجود از آن جهت متصف به اين صفات مىگردد كه محدود و توأم با