درون بدن انسان . حياتى كه بر كل جهان طبيعت حكم فرماست همانند حياتى است كه بر كل بدن انسان حاكم است كه جهانهاى فردى و جزيى طفيلى آن هستند و به همين جهت جهان را « انسان كبير » و انسان را « جهان صغير » خواندهاند .
از لحاظ تاريخى اين نظريه را ابتدا ارسطو ابراز كرد . به اعتقاد ارسطو كل جهان ، موجود واحدى است كه طبيعت آن ، همهء طبايع جزئى ، مانند جمادات و نباتات و حيوانات را در بر مىگيرد . و چون رسيدن آن به كمال خودش در گرو تناسب خاصى ميان طبايع جزئى و كميت و كيفيت مخصوصى در افراد هر يك از آنهاست ؛ از اين رو ميل طبيعت جهان به كمال خودش موجب برقرارى نظم و سامان ويژهاى در ميان پديدههاى آن مىگردد كه هر يك از آنها جزيى از اجزا يا عضوى از اعضاى آن به شمار مىروند .
اثبات وحدت عالم مادى
وحدت طبيعى و شخصى عالم را از راههاى گوناگونى مىتوان اثبات كرد ، كه يكى از آنها تمسك به ارتباط غايى نظام عالم است . توضيح اينكه : نوعى هماهنگى در هدف ، ميان اجزاى جهان مشاهده مىشود ؛ مثلًا در قسمتى از جهان كه ما زندگى مىكنيم اوضاع و احوال نشان مىدهد كه زمين ، گازهاى مجاور زمين ، آبهاى زمين ، گياهها ، حيوانها ، ماه كه به دور زمين مىگردد و خورشيد كه زمين به دور آن مىگردد با يك ديگر نوعى هماهنگى و انطباق دارند و مجموعاً هدف يا هدفهايى مشخص را تأمين مىكنند .
اين ارتباط هدفى را به سه نحو مىتوان تصوير كرد :
1 - اين كه فرض كنيم جهان را صانع بزرگ مانند يك ماشين ساخته است و طورى آن را منظم ساخته است كه به طور خودكار همهء اجزا هدف واحدى را تأمين مىكند .
2 - اين كه فرض كنيم در ساختمان جهان چنين انتظامى به كار نرفته است ، بلكه